**** دوستی بین من و تو ****
****روابط بین دختر و پسر در دوستی****
|
|
ارتباط دختر و پسر به قصد شناخت یكدیگر و به نیت ازدواج یا ...
![]()
وعده ازدواج و بهانه شناخت خصوصیات رفتاری از مهمترین عواملی است كه ارتباط بین دخترها و پسرها را در جامعه ما توجیه می كند. بخصوص دخترها كه معمولاً با وعده ازدواج تن به دوستی می دهند. اما جوان امروز در ارتباط با جنس مخالف خود به دنبال چیست؟ ازدواج، عاطفه، محبت، وقت كشی، عشق یا ...؟ روان شناسان معتقدند، میل و كشش به جنس مخالف از نظر فیزیولوژی یك نیاز طبیعی، فطری و روانی است. آنان می گویند در تمام فرهنگها و كشورها ، پسران و دختران در سن بلوغ اولین نگاه و گرایش را به سوی جنس مخالف ابراز می كنند. اما مرز این كشش در هر فرهنگی تعریف شده است، برای مثال در جوامع غربی و سایر جوامع غیر مسلمان ارتباط میان دو جنس مخالف به خود فرد سپرده شده و هر شكلی از این ارتباط مورد پذیرش جامعه و فرهنگ آن است. اما در كشورهای مسلمان و برخی فرهنگها این ارتباط محدود است و در مواردی به فضای سیاسی و اجتماعی جامعه بستگی دارد اما رابطه دخترها و پسرها در جامعه ی ما چگونه است؟ در گذشته های نه چندان دور ارتباط بین پسرها و دخترها مانند امروز مورد توجه نبود. سن ازدواج پایین بود ارتباطات به شكل وسیع نبود، از این رو كنترل بیشتری بر جوانان صورت می گرفت، اما واقعیت این است كه بسیاری از جوانان امروز در ارتباط های خود به ازدواج فكر نمی كنند، به اعتقاد جامعه شناسان در جامعه امروز وجود مسایل اقتصادی، نگاه دوگانه جامعه مدرن و سنتی، فراگیری اطلاعات و دانش و پدیده جهانی شدن كه مبتنی بر ارزشهای دینی نیست، احساس دو گانه ای را در این نسل پدیدار كرده است. یك صاحبنظر در این باره می گوید: غرایز احساسی عاطفی و اخلاقی جوان برگرفته از فضیلت های نهفته در ذات اوست كه با نكات متعالی و دستورات حیات بخش اسلامی می تواند مورد سنجش عمیق قرار گیرد. آنچه كه جوان متهور و متحول امروز ایران طلب می كند، مسلماً آشفتگی ها و نابسامانی های غربی نیست. وظیفه ی والدین ، مربیان و مسئولان است كه در زمینه مسائل جوانان به خصوص ارتباط دختر و پسر، روح، فكر و اخلاق اجتماعی آنان را مدنظر قرار دهند و بر این محور كه بسیار حساس و پیچیده است، برایشان تعیین تكلیف كنند. اگر فرهنگ ازدواج صحیح را به جوان آموزش ندهیم، غرایز جوانی او ممكن است رشته اخلاق را گسسته و او را به بیراهه بكشد. اما آیا ارتباط بین دو جنس همیشه به پیوندهای عاطفی و صمیمانه منجر می شود؟ آیا این نوع ارتباط نمی تواند به زمینه های علمی، فرهنگی و ... محدود باشد؟ یك صاحبنظر در این باره می گوید: «از آنجا كه در جامعه ما نگاه دوگانه ای نسبت به این مسئله وجود دارد، نتوانسته ایم به تعریف قابل قبولی در این باره برسیم به همین دلیل نوع نگاه به دو جنس مخالفی كه كنار یكدیگر قرار می گیرند، عمدتاً با سوء ظن و سوء نیت همراه است و به معنای ناخوشایند موضوع یعنی دوست دختر و پسر تعبیر می شود. در حالی كه می توان به جوانها آموزش داد كه مباحثه و مكالمه با یك غیر همجنس در صورتی كه بر محوری صحیح انجام گیرد، شاید حتی مزیت اخلاقی و اجتماعی و شخصیتی برای او و جامعه در برداشته باشد.»
![]()
چرا ارتباط ناسالمبرخی كارشناسان تربیتی تحلیل اینگونه رفتارها و تفكرات را به اِعمال محدودیت های غیر منطقی به جوانان نسبت می دهند و می گویند كه وقتی جوان عرصه را بر خود تنگ ببیند و نتواند خود را از نظر عاطفی و اخلاقی با محیط تطبیق دهد و مربیان، معلمان و برنامه ریزان نهادهای آموزشی و تربیتی نیز نتوانند به احساسات و تمایلات منطقی و احساسی او پاسخ دهند، جوان سرخورده به اجتماع پناه می برد و سعی می كند چیزهایی را كه طی سالهای زندگی از او دریغ شده است به هر ترتیب ممكن حتی با هنجارشكنی به دست آورد.عده ای نیز تنگناهای اقتصادی ، گسترش ارتباطات، فردگرایی و بی تفاوتی به ارزش ها را دلیل این گونه رفتارهای اجتماعی می دانند و معتقدند این دلایل موجب شده بسیاری از جوانان امروزی نسبت به ازدواج دید مثبتی نداشته باشند و به نوعی از زیر مسئولیت تشكیل خانواده شانه خالی كنند. یك روان شناس در این باره می گوید: «متأسفانه مشكلات مالی و تصویب قوانینی كه به نوعی حقوق زنان را در جامعه تضمین می كند از عواملی است كه موجب شده پسران زیر بار ازدواج نروند. از سوی دیگر بسیاری از جوانان در این زمانه ترجیح می دهند خوش باشند. از این رو به ازدواج با نگاه منفی می نگرند اما از آنجا كه زن و مرد هر دو به هم نیازمندند و رفع نیازهای عاطفی و احساسی آنان در حال حاضر از طریق ازدواج به سختی امكان پذیر است، متأسفانه شاهد گسترش ارتباطات از نوع ناسالم هستیم.» این روان شناس دلیل این گونه نگرش نسل جدید به ارزشها را بی توجهی مسئولان به نیازهای جوانان می داند و می گوید: «از آنجا كه در موقع بحران نتوانستیم مسائل روز را به موقع هنجاریابی كنیم اغلب جوانان امروزی این حق را برای خود قائل شده اند كه به سوی رفتارهای فرد گرایانه گرایش یابند و هنجارهای اجتماعی را نادیده بگیرند.» وی سوء رفتارها، اضمحلال اخلاقی، رواج بی بندوباری، پریشانی و بی ثباتی احساس و عواطف را از عواقب بی حد و حصر ارتباط جنس ها نام می برد و می گوید: «اگر اینگونه ارتباطات به عادت تبدیل شود دیگر چیزی به نام هسته یا كانون خانواده شكل نخواهد گرفت. سن ازدواج بالا می رود، جنس ها نسبت به هم بی اعتماد و بی تفاوت می شوند و در نهایت خانواده ای شكل نمی گیرد و به این ترتیب شاهد گسترش بسیاری از مسایل رفتاری، ناهنجاری های اخلاقی و حتی بهداشتی در جامعه خواهیم بود. اینجاست كه نقش كارشناسان علوم دینی و تربیتی در هنجاریابی و جایگزینی هنجارهای متعادل و مرام تربیتی صحیح و متعالی كه مورد پذیرش خانواده، فرد و نهادهای اجتماعی باشد روز به روز آشكارتر می شود.
![]()
دیدگاه اسلامبه طور طبیعی زن و مرد به عنوان دو پیكره جامعه انسانی به زندگی مشترك با یكدیگر نیازمندند . در شرع نیز به پیوند میان این دو سفارش بسیار شده است، از این رو اخلاقی ترین، معنوی ترین و انسانی ترین جلوه پیوند زن و مرد در ازدواج تجلی پیدا می كند و هر نوع رابطه (جنسی) كه خارج از قانون ازدواج باشد، مشكلات متعددی را از لحاظ اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی به بار می آورد.در جوامع غربی كه پایه های اخلاق دینی و مذهبی سست و ضعیف است، رابطه زن و مرد از چارچوب قوانین و هنجارهای موجود تجاوز می كند . به طوری كه ارتباط آزاد دختران و پسران به شكل طبیعی و غریزی جریان دارد و از اینجاست كه ریشه های فساد اخلاقی شكل می گیرد و بنیاد اجتماعات بشری را متزلزل می كند. اما اسلام چه حد و مرزی برای ارتباط بین زن و مرد قائل است؟خداوند در قرآن می فرماید: زنان پلید برای مردان پلیدند و مردان پلید برای زنان پلید و زنان پاك برای مردان پاك هستند و مردان پاك برای زنان پاك . اینان از آنچه درباره ی ایشان می گویند بركنارند ، برای آنان آمرزش و روزی نیكو خواهد بود. ( نور / 26)از دیدگاه اسلام ارتباط دوستانه و صمیمی میان دو جنس مخالف فقط در چارچوب ازدواج معنا دارد. البته حضور در اجتماع با رعایت موازین اسلامی و حفظ حجاب ظاهری و درونی در عرصه های علمی و مشاركت های اجتماعی قابل قبول است. اما خارج از این چارچوب برای ایجاد ارتباط ، اسلام ازدواج موقت یا دائم را توصیه می كند. از این رو در اسلام رابطه دوستی بین دختر و پسر معنا ندارد. اما به شرط رعایت ضوابط اسلامی منعی برای این ارتباط نیست و چه بسا اینگونه ارتباطات زمینه ساز دوستی های فكری ، معنوی و عقلی هم بشود. اما وقتی جوانان تن به ازدواج دائم نمی دهند و جامعه قدرت پذیرش ازدواج موقت ، بخصوص در مورد دختران را ندارد، برای پاسخ به نیاز جوانان و سر و سامان دادن به رابطه دختر و پسران چه باید كرد؟ خداوند در این باره می فرماید : به مردان با ایمان بگو دیده فرو نهند و پاكدامنی ورزند كه این برای آنها پاكیزه تر است ، زیرا خدا به آنچه می كنند آگاه است و به زنان با ایمان بگو كه دیدگان خود را از هر نامحرمی فرو بندند و پاكدامنی ورزند و زیورهای خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه از آن پیداست.... ( نور / 30 و 31 ) و در ادامه می فرماید : كسانی كه وسیله ی زناشویی نمی یابند باید عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بی نیاز گرداند... ( نور 33 ) اساس هر نظمی در جهان به نظم در رابطه دو جنس مخالف بر می گردد. اگر این نظم برقرار نشود جامعه به سوی انحطاط می رود. مشكل این است كه ما در بسیاری از موارد بخصوص در مورد مسائل اقتصادی از غرب الگو گرفته ایم كه این مورد موجب بسیاری از ناكامی های اقتصادی و فاصله طبقاتی و فقر در جامعه شده است، در حالی كه اگر موازین الهی و اسلامی در جامعه پیاده شود، شاهد این بحرانها نیستیم. یك جوان وقتی عدالت اسلام را ببیند، خودش می خواهد روابط آزاد نداشته باشد و این قید را با طیب خاطر می پسندد. این یك اصل رهایی بخش است كه نباید با جنس مخالف ، ناسالم برخورد كنیم. در عین حال جامعه نیز باید بسترسازی كند تا شرایط ازدواج دائم فراهم شود. اما در یك كلام برای حل بحران های اجتماعی ، راهی جز بازگشت به مبانی سنتی و سنت های اصیل دینی نداریم نوشته شده توسط مجتبی قهرمانی | لینک ثابت | موضوع: |
جوان و ازدواج خوب اینم یه مطلب جالب برای دختر و پسرای جوان و موفقازدواجازدواج تنها راه مشروع و سالم تشکیل خانواده است. همه مکاتب و ادیان الهی به ویژه دین مبین اسلام، ازدواج و تشکیل خانواده را توصیه نموده اند. ازدواج به زن و مرد آرامش می بخشد و آنان را از انحراف و رفتارهای جنسی پرخطر و غیر اخلاقی باز می دارد. در چه سنی باید ازدواج نمود؟برای ازدواج علاوه بر نیاز به رشد جسمی و جنسی ، رشد روانی و اجتماعی نیز مورد نیاز است. در اواخر دوره نوجوانی رشد جنسی تقریبا کامل می شود و فرد توانایی تولید مثل پیدا می کند. در اواخر سنین نوجوانی اغلب دختران به فکر ازدواج می افتند، در حالیکه پسران در این سنین خواهان ازدواج نیستند. گرچه ازدواج تنها راه مشروع و سالم تأمین نیازهای جسمی و روانی نوجوانان است، ولی برای یک ازدواج موفق، آمادگی زیستی، روانی، مادی و اجتماعی لازم است. به همین جهت، متخصصان سن مناسب ازدواج را برای دختران 18 تا 24 سال و برای پسران 24 تا 28 سال توصیه می کنند. معمولا اختلاف سن 2 تا 6 سال بین دختر و پسر برای ازدواج توصیه می شود. در صورت داشتن ازدواج زودهنگام، بهتر است داشتن فرزند تا پس از 20 سالگی به تعویق بیفتد. برای این منظور لازم است که زوجین با روشهای صحیح تنظیم خانواده آشنا باشند. چه معیارهایی را برای یک ازدواج موفق می بایستی در نظر داشت؟انتخاب همسر از مهمترین تصمیمات فرد در زندگی است، زیرا می تواند آینده فرد را رقم بزند. تشکیل خانواده سالم، متعادل و پایدار مانند هر امر مهم دیگری به تفکر منطقی و تلاش و کوشش نیازمند است. جوان می بایستی بر اساس معیارهای اصولی، منطقی همسر آینده خود را شناسایی و انتخاب نماید و آنگاه به انجام پیوند زناشویی اقدام کند. بصورت کلی اصالت خانوادگی به عنوان اساسی ترین معیار انتخاب همسر شناخته می شود. ایمان، اخلاق نیکو و روان سالم، و تناسب زوجین در ویژگیهای ظاهری، سنی، تحصیلی، فرهنگی، تربیتی و اعتقادی از موارد اساسی در انتخاب همسر است. در زیر به چند عامل برای یک ازدواج موفق اشاره می شود: سلامت جسمی و روانیانسان سالم، خانواده سالم ایجاد می کند. برخی از بیماریها ممکن است تهدیدی جدی برای سلامت انسان و همسر آینده او باشد. در این زمینه مراجعه به مراکز درمانی برای تشخیص و درمان زودرس و مشاوره قبل از ازدواج در مراکز مشاوره وزارت بهداشت توصیه می گردد. داشتن منبع درآمد و شغل مناسببرای یک ازدواج موفق و زندگی سعادتمند، مسأله شغل می بایستی جدی گرفته شود. با داشتن کار و شغل، عشق و محبت زوجین در منزل رونق و تداوم می یابد. با وجودیکه داشتن شغل و درآمد لازمه خوشبختی خانواده است، باید توجه داشت که امکانات مالی به تنهایی نمی تواند حل کننده همه مشکلات یک خانواده و متضمن خوشبختی باشد و اهمیت آن تنها بایستی در کنار سایر عوامل ارزیابی شود. داشتن نیت و اراده آگاهانه برای تشکیل خانوادههر یک از زوجین باید با دید باز و با رضایت خود اقدام به تشکیل خانواده نمایند. ازدواج نباید به عنوان راه حلی برای دوری از مشکلات خانوادگی جوان در خانواده در نظر گرفته شود، بلکه ازدواج زمانی موفق خواهد بود که با هدف تشکیل خانواده و تعالی روحی زوجین درنظر گرفته شود. با وجودیکه والدین در راهنمایی جوانان در انتخاب همسر نقش تعیین کننده ای دارند، این نقش باید به صورت مشاوره ای باشد و نباید بصورت تحمیلی و سلب اختیار جوان در تعیین شریک زندگی آینده اش باشد. داشتن سن و اختلاف سنی مناسب برای ازدواجهمانگونه که گفته شد، برای موفقیت در ازدواج، رعایت سن مناسب ازدواج بسیار مهم است. متخصصان سن مناسب ازدواج را برای دختران 18 تا 24 سال و برای پسران 24 تا 28 سال توصیه می کنند. معمولا اختلاف سن 2 تا 6 سال بین دختر و پسر برای ازدواج توصیه می شود. مسئولیت پذیری و پاسخ به نیازهای جسمی، روحی و عاطفی همسرزوجین باید متوجه باشند که با تشکیل خانواده، نقشهای جدیدی برای آنان بوجود می آید که می بایستی در مقابل آن مسئولیت پذیر باشند. زن و مرد متأهل نسبت به یکدیگر متعهد هستند و می بایستی با تمام وجود سعی در ایفای وظایف نمایند. یکی از اساسی ترین پایه های موفقیت یک زندگی زناشویی، شناخت دقیق نیازهای جسمی ، روحی و عاطفی همسر و تلاش مستمر و دائم در پاسخ به این نیازهاست . زوجین می بایستی در این جهت به یکدیگر کمک رسانند و مشوق و همکار یکدیگر باشند. همچنین لازم است تا از توقعات خارج از توانایی همسر اجتناب گردد. به عبارت دیگر زوجین باید تلاش کنند تا در کنار یکدیگر باشند و نه در مقابل هم. علاوه بر این، هر یک از زوجین می بایستی مسئولیت تنظیم خانواده را بپذیرند و تعداد فرزندان و فاصله مناسب تولد آنان را رعایت نمایند. یک عشق، یک همسراین اصل متضمن دوام و خوشبختی یک خانواده است. وفاداری به همسر، وفاداری به عشق را به ارمغان می آورد. احترام به همسر و گذشتزوجین می بایستی در همه حال و در هر شرایطی به همسر خود احترام بگذارند. نزدیکی زوجین هیچگاه حق توهین و تحقیر یکدیگر را به آنان نمی دهد. با اولین توهین به همسر، اولین گام برای فروریختن بنای خانواده برداشته شده است و اصالت خانواده زیر سؤال می رود. هیچ خطایی از طرف همسر، شما را محق به توهین به او نمی کند. گذشت لازمه هر رابطه طولانی مدت است. انسان در طول زندگی مرتکب خطاهایی می گردد و گذشت و راهنمایی دوستانه همسر، زمینه پیشگیری از وقوع مجدد آن خطا را فراهم می کند، احساس صمیمیت را تقویت می کند و زندگی را به کام زوجین شیرین می سازد. معنویاتدین داری ، تقویت معنویات و توجه به دستورات مذهبی که به زیبایی در دین مبین اسلام و سایر ادیان الهی به آن پرداخته شده است، همچون چراغی روشن در راه تعالی بشریت است. زوجین باید به تقویت معنویات در یکدیگر یاری رسانند و در این صورت است که عطر و طراوت ایمان، فضای خانوادگیشان را صفا می بخشد. آشنایی با بهداشت باروری و تنظیم خانوادهآشنایی با بهداشت ازدواج، بدن شناسی، چگونگی داشتن فرزند سالم و تلاش در جهت حفظ و نگهداری سلامت خانواده لازمه یک ازدواج موفق و پایدار است. این پایگاه اینترنتی اطلاعاتی در زمینه شناخت دستگاه تولیدمثل مرد، دستگاه تولیدمثل زن و روشهای جلوگیری از بارداری ناخواسته ارائه می دهد. توجه داشته باشید که از نظر جسمانی، روانی، اجتماعی و اقتصادی صلاح نیست که یک زوج بلافاصله پس از ازدواج بچه دار شوند و حداقل در دو سال اول زندگی می بایستی از یک روش مطمئن برای جلوگیری از بارداری استفاده نمود. بهترین سن حاملگی برای زن بین 20 تا 30 سالگی است. حاملگی پیش یا پس از این سنین، احتمال خطرات برای سلامتی جنین و مادر را می افزاید. همچنین فاصله کمتر از 3 سال بین دو زایمان برای مادر و کودک، هر دو، خطرناک است. امروزه به دلایل متعددی بیش از دو حاملگی توصیه نمی شود. نوشته شده توسط مجتبی قهرمانی | لینک ثابت | موضوع: |
مد چیست؟ مد چیست؟ از يك طرف هر كدام از ما تمايل داريم از ديگران تقليد كنيم و از طرف ديگر دوست داريم نسب به ديگران متفاوت باشيم. طبيعي است كه بعضي از مابيشتر تمايل داريم از ديگران تقليد كنيم و در اصل به متحد الشكل شدن و يا وفق دادن خود با ديگران اهميت زيادي مي دهيم در حالي كه بعضي ديگر دوست دارند از بقيه افراد متمايز باشند و به عبارتي مايلند با ديگران تطابق نداشته و مجزا از سايرين به حساب بيايند. در اصل مد همان تأثير اين دو نيروي متضاد در درون انسان هاست اما مد و مدگرايي تا به حال تنها در يكي از قطب هاي مخالف عمل كرده و به عبارتي هميشه به نحوي وارد عمل شده است كه فقط يكي از اين دو سر طيف مطرح شده و ديگري سركوب شده اند. فرد مدگرا يا مدام خود را شبيه ديگران در مي آورد يا تمام سعي و تلاش او آن است كه با ديگران فرق داشته باشد. در حقیقت وقتي مد جديد گسترش پيدا مي كند بتدريج افت كرده و به پايين ترين حد خود مي رسد؛ علت آن است كه هر لحظه تعداد بيشتري از افراد از آن پيروي مي كنند و بعد از مدتي ديگر مد مورد نظر به صورت يك امر عادي در مي آيد كه تنوع قبلي را ندارد. آدم هاي برتر يا از همه بهتران مد باعث بروز اختلاف طبقات جامعه به صورت ناعادلانه مي شود و خود اين طبقه بندي باعث به حركت در آمدن بيشتر جريان مد مي شود. به عنوان مثال فرض كنيد دختران طبقه بالاي اجتماعي در يك جامعه لباسي را كه بتازگي طراحي شده بپوشند بزودي دختران طبقات پايين تر اجتماعي كه آرزوي پوشيدن آن لباس را دارند طالب آن لباس مي شوند و اين تقاضا باعث مي شود بازار و توليدكنندگان، لباس مورد نظر را با قيمت هاي پايين تري وارد بازار كنند تا مابقي افراد هم قدرت خريد آن را داشته باشند و در كل فروش آن ها بيشتر شود. بعد از مدتي همه طبقات اين لباس را مي توانند تهيه كنند و ديگر لباس مورد نظر براي طبقه بالا يك امتياز منحصر به فرد تلقي نمي شود در نتيجه آن ها دنبال يك لباس جديد مي گردند تا دوباره از سايرين متمايز شوند و مد جديد مطرح مي شود اين مد جديد، فروش جديد و در آمد هاي سرشار تازه را درپی خواهد داشت. اين چرخه همچنان ادامه پيدا مي كند و در نتيجه مدگرايان هيچ وقت با ركود يا مشكلاتي از قبيل فروش وسايل و لباس ها مواجه نمي شوند زيرا افراد ظاهر بين جامعه نمي گذارند آب در دل آن ها تكان بخورد. آگاهی و شناخت از تأثیرات خوب و بد مد همانطور که گفتيم متفاوت بودن از خصوصيات انسان هاست. معمولاً وقتي اين تمايز ريشه عميقي در افكار و عواطف انسان ها داشته باشد كاملا پسنديده است. تمايز گروه علما، ادبا، دانشمندان، محققان، فرهيختگان علمي، هنري، فرهنگي و افراد نيكوكار هميشه تحسين بر انگيز بوده است چراکه اولاً آنها با اين تمايز روش معتدل و پسنديده اي را در زندگي طی مي كنند كه روي خود و ديگران تأثيرات عميق و مطلوبي مي گذارد ثانياً در ادامه، كار آن ها به يك جريان معقول همراه با دور انديشي وابسته است كه در نهايت تأثيري دايمي روي ذهن فرد و به دنبال آن روي رويه زندگي او مي گذارد كه باتغيير فصل تغيير نمي كند. در اصل فردي كه كاملاً از مد پيروي مي كند تصور مي كند در محيط زندگي خود از ديگران متمايز است امامسأله اين است كه ردۀ اجتماعي حقيقي او هنوز با توجه به تمامي ابعاد زندگي اجتماعي تعيين مي شود نه مد. اين مسأله را خود فرد هم مي داند و به همين دليل مدام در تلاش است كه خود را نشان دهد اما نحوۀ مطرح كردن او كاملاً ابتدايي، ظاهري و سطحي است درنتيجه ماندگاري لازم را ندارد. جالب است بدانید كه پيروي دائمي از مد حس حسادت افراد را تحريك و تا حدي تقويت مي كند. وقتي مد محور اصلي زندگي فرد باشد تمام مدت به زندگي ديگران چشم دوخته است تا وسائل جديد را شناخته و تهيه كند و اگر اين امكان برايش فراهم نشود مشغوليت ذهني شديدي پيدا مي كند و اين حس حسادت امان او را مي برد بخصوص كه جريان مد و تغييرات آن بسيار سريع و كوتاه مدت است و اين فواصل كم باعث ايجاد فشار مالي و ذهني زياد به فرد مي شود. در مواجهه با مد جدید چه بايد كرد؟ وقتي جريان مد به راه مي افتد گروه كثيري از انسان ها عين هم عمل مي كنند و به عبارتي تنوع عقايد و سليقه ها از بين مي رود. اين كار در اصل يك اهانت محسوب مي شود چرا كه به فرد القا شده كه تو نمي تواني سليقه خودت را اعمال كني و اين ما هستيم كه براي تو و جمع كثيري از افراد همانند خودت تصميم مي گيريم. يك انسان سالم و داراي حيات نمي تواند قبول كند كه ديگران بدون درنظر گرفتن سليقه او سبكي برايش در نظر بگيرند و او بدون چون و چرا آن را بپذيرد! جالب آن است كه خود صاحبان مد مي دانند مد يك انگيزش كوتاه مدت اجتماعي است و به اين دليل به سرعت در تلاشند كه بعد از یک عمر كوتاه يك پديده جديد ديگري را پيشنهاد كنند. بهتر است كه با ظهور يك طرح و سبك جديد در هر زمينه اي آن را سبك و سنگين كنيم و با وضعيت فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي خود تطبيق دهيم و یا حتي در مواردي خودمان با سيلقۀ زيبا و دوست داشتني خود مواردی به آن اضافه يا از آن كم كنيم و آن وقت آن را در زندگي پياده کرده و به کار بندیم. ما مي توانيم حتي در مواردي مد جديد را اصلاً نپذيريم چون هيچ تناسبي باروحيه و وضعيت زندگي ما ندارد. اگر يك بار اين مسأله را امتحان كنيد احساس غرور و شعف مي كنيد چراکه شما بر يك جريان از پيش تعيين شده و هدفدار كه تمايل دارد شما را تحت كنترل خود در آورد كاملاً غلبه كرده ايد. اين يك مهارت است مهارت تسلط برجزئيات تأثير گذار اجتماعي كه براحتي به دست نمي آيد اما وقتي اين مهارت كسب مي شود مثل تمامي مهارت ها، اعتماد به نفس فرد را بالا مي برد. يك بار امتحان كنيد و نتیجه اش را ارزیابی نمایید.
نوشته شده توسط مجتبی قهرمانی | لینک ثابت | موضوع: |
مد و مدگرایی پوشش فرای آنکه به عنوان یک نیاز بنیادین مادی برای بشر به حساب می آید، عاملی برای نمایش اعتقاد و شخصیت افراد تلقی می شود و به نوعی پرچم وجودی انسان است . ما می پوشیم و به وسیله نوع پوشش بخشی از هویت خود را به مردمان عرضه می نماییم . چنانکه به عنوان مثال شیوه لباس پوشیدن یک پزشک به خوبی گویای شغل و نقش او در جامعه است. در مورد سایر اقشار جامعه نیز این اصل به کلی صدق می کند و شیوه ها و طرق پوشش سایر افراد را نیز شامل می گردد؛ به گونه ای که ازهر فردی با نوع لباس پوشیدن خاص ؛ ویژگی های شخصیتی و اخلاقی مخصوصی را انتظار داریم . این، در واقع حاصل از هنجار ها و ارزشهایی ناشي مي شودکه بزرگ شدن و زندگی كردن در جامعه ای با فرهنگ و اعتقادات خاص، بر ما عرضه می نماید . پس مسئله چگونه پوشیدن در درجه نخست یک امر سلیقه ای است و به سلایق و علایق افراد و آنچه آنان می پسندند بستگی دارد . اما این، همة آنچه نیست که ما باید در مورد پوشش خود مدنظر قرار دهیم . چنانکه گفتیم برداشت اجتماعی از لباس و برداشتی که سایرین از شیوه پوشیدن ما دارند، نیز در مقوله لباس پوشیدن دارای اهمیتی فراوان است . بر این اساس هر نوع پوششی پیش از آنکه از دید ما شیک و زیبا محسوب گردد، لازم است از یک صافی ( فیلتر ) اصلی عبور کندو آن صافی، فرهنگ جامعه است . خیلی وقت ها خیلی لباس ها را نباید پوشید و این البته بر اینکه آیا آن مطابق سلایق و علایق ماست تقدم دارد . هر فرهنگی بنا بر خواص و ویژگی های خود ظرفیت های خاصی را دارد که مخصوص آن فرهنگ است و لذا می توان اینگونه بیان نمود که آنچه یک فرهنگ نا مرسوم میداند الزاما غلط نیست و ممکن است در سایر فرهنگ ها و اندیشه ها تصویری کاملا متفاوت داشته باشد .اما این يك واقعيت است که چون ما در جامعه ای با فرهنگ خاص زندگی می کنيم ناچاریم آنچه را آن فرهنگ بدان باور دارد، باور داشته باشیم و اعمال خویشتن را مطابق آن تنظیم سازیم . هنگامی که لباس ما از صافی فرهنگ و باورهای اجتماعی عبور نمود می تواند پوشیده شود؛ اما این امر خود نیز تابع ضوابط دیگری است که ناشی از محیطی است که می خواهیم لباسی را بر تن کنیم. به بیان ساده تر، هر لباسی به مکان یا اماکن خاصی تعلق دارد و همه چیز را نمی توان همه جا پوشید. پوشیدن برخی از لباس هادر برخی از مکان ها نشانة نقض ضوابط مربوط به آن مکان هااست. این در درجة نخست از فرهنگ ها و اندیشه هایی ناشی می گردد که حاکم بر اعمال افراد و اعضاء در جوامع مختلف می باشد . چنانکه به عنوان نمونه از یک مدرسه انتظار محل کسب علم نمودن ( و نه محیطی برای اکتساب مفاسد گوناگون اخلاقی و اجتماعی چنانکه امروز هست ) و از اعضای آن، انتظار دانش آموز بودن را داریم . با این توضیحات می توان آسان تر به مشکلات موجود در رابطه با نحوه لباس پوشیدن در جامعة ما و ریشه های این مشکلات و مصائب پی برد . چنانکه می دانیم جوانان به علت خصایص ویژة دورة جوانی به عنوان مخاطبین اصلی مشکلات مزبور تلقی می گردند . جوانان تنوع طلبند و این میل و گرایش به تنوع و متنوع بودن تقریبا در تمامی آنچه آنان انجام می دهند متجلی است . تنوع طلبی جوانان به خودی خود گرایشی مفید و سازنده است و چنانچه در راهی درست به کارگرفته شود البته قادر است آثار و ثمراتی مثبت و موثر به وجود آورد . اما مشکل زمانی ديگري بروز می نمايد وآن اينکه تنوع طلبی جوانان با خیلی از ارزش های دیگر تقابل پیدا می کند و به یک عامل مخرب مبدل می گردد . در این حالت متنوع بودن جوان نه تنها شخصیت وجودی خود بلکه بافت فرهنگی و اجتماعی را نيزدچار مشکل می سازد . در مورد لباس پوشیدن نیز اين اصل کاملا مصداق مي يابد. زیبا پوشیدن و شیک پوشیدن امری کاملا ممدوح و مقبول و عدم آن نشانة عدم بلوغ فکری و اجتماعی است . به دیگر زبان، این دقیقاً زیبا نپوشیدن است که از سوی جامعه خطا تلقی می شود . اما همین جاست که با یک علامت سوال بزرگ روبرو می شویم . لباس زیبا چیست ؟ و زیبا پوشیدن به چه معناست ؟ آیا صرف قشنگ بودن دلیل بر زیبا بودن لباس است و پوشیدن آن را مجاز می نمایند یا اینکه خیر زیبایی ظاهری تنها یکی از چندین خصوصیتی است که یک لباس باید داشته باشد؟ در پاسخ می گوییم که خیر ؛ زیبایی با همه اهمیت انکار ناپذیرش، برای انتخاب یک لباس کافی نیست . پیش از این گفتیم که لباس یک ابزار ظاهری برای معرفی خصایص باطنی است. این جمله – که خود به تنهایی نشانگر اهمیت چگونه پوشیدن است - به ما می گوید که یک معرف شخصیتی نظیر لباس نمی تواند تنها شامل ظواهر باشد. علت این امر نیز ارزش و اهمیتی است که شخصیت ما دارا می باشد . شخصیت هر فرد با ارزش ترین چیزی است که داراست؛ چنانکه حاصل عمر انسان پس از گذر از ایام جوانی و گرایش به پیری نه جسم نحیف او ( در روزگار پیری ) بلکه شخصیت مجرب و دنیا دیدة اوست . حال آیا صحیح است که با یک پوشش غلط این هدیة خداوندی را در نظر عموم مردم خوار وبي مقدار سازیم؟ آیا مقبول است آنچه راکه باید به هنگام پیری وسیله فخرمان گردد، فدای تصمیمات آنی اینچنینی سازیم و بدین سان یک عمر ندامت و پشیمانی را برای خود رقم زنیم ؟ نکته دیگر که ذکر آن لازم است اینکه لباس رفته رفته نه تنها بر برداشت جامعه از ما، بلکه بر شخصیت ما نیز تاثیر می گذارد و آن را تغییر می دهد . به بیان دیگر با گذر زمان این تنها وجهة اجتماعی ما نیست که فدای لباس پوشیدنمان می شود؛ بلکه شخصیت ما نیز در این راه قربانی گشته، به مرور زمان تضعيف مي گردد. مشکل دیگری که در زمینة نحوة پوشش وجود دارد مسئلة مد است . مد در زبان انگلیسی به معنای روش است و در اصطلاح عموم ( دست کم عموم ما ایرانیان چون نگارنده از استفاده یا عدم استفاده این واژه در سایر ملل عالم نا آگاه است ) به معنای شیوه لباس پوشیدن و یا به بیان دیگر شیک لباس پوشیدن است. مد گرایی در تعبیر امروزی توجهی خارج از اعتدال به پوشش است. یک مد گرایِ تمام عیارِ تمام وقت، هزینه و توان خود را مصروف چگونه پوشیدن خود می نماید و در راه شیک تر پوشیدن از هیچ نوع اهتمامی دریغ نمی ورزد . بر اساس یک قاعدة کلیِ اخلاقی هر امری از امور تنها در شرایط اعتدال است که مقبول و به صلاح است و افراط و تفریط همواره و در همه حال نادرست است . از این رو مد به عنوان یک افراط در توجه به نحوة پوشش البته نادرست و ناصحیح است و از این رو گرایش به آن یک مشکل تلقی می گردد . جدای از این، هر فردی با اندکی تفکر درخواهد یافت که صرف هزینه و وقت فراوان در راهی که به سبب تغییر و تحول فراوان هیچگاه پایانی نخواهد داشت؛ چیزی جز زیان صرف نخواهد بود . مد را می توان نوعی سوء استفاده توصیف نمود که از سوی شرکت های تولید کننده لباس بر طرفداران مد های جدیداعمال مي گردد. سود و زیان اين جريان، کاملا یک طرفه است و هیچگاه مدگرایی مخاطبان خود را نافع نخواهد ساخت .چنانچه می بینیم مشکلات ایجاد شده در مورد لباس و لباس پوشیدن در جوامع گوناگون نه مشکلاتی حاد، بلکه تنها مشکلاتی هنجاری و سلیقه اي و محصول تقاوت در علایق مردمان است. بنابراین روی آوردن به مفاهیم و ارزشهایی چون احترام متقابل و پاسداری از ارزش ها در راستای جلوگیری از بروز مشکلاتی از این دست، درحدبالائي لازم وموثر هستند . یک تفکر عالمانه و دقیق در رابطه با موضوع مد و چگونه پوشیدن، این نکتة مهم را برما آشکار می سازد که این نوع ضوابط، هیچگاه لباس را از حالت سلیقه ای خود خارج نمی کند. اینکه شيك وآراسته باشیم به هیج وجه مغایر با زیبایی نیست واین نکته ای است که توجه به آن قادر است همواره ما را زیبا و متشخص نگاه داشته، اجازه ندهد یکی از این دو دیگری را نقض نمایند و موجبات پشیمانی ما را فراهم سازد . نوشته شده توسط مجتبی قهرمانی | لینک ثابت | موضوع: |
مقدمه: زندگی زیباست٬ انسان زیباست٬ ارتباطات انسانی و عشق ورزی زیباست. صمیمیت و محبت زیباست ولی در این راه آرزوها و خواسته ها و کمبود ها و عقده ها٬ سنت ها و بی مهری ها٬ ظلم ها و هر چیز که به گذشته و آینده وابسته است٬ موانع بزرگی هستند و ما را دچار حالت مستی و خواب سنگینی می کند پدیده های زندگی نباید ما را از یاد خود غافل کنند. زندگی و تمام پدیده های خوب و بدش، نباید ما را از عشق و انسانیت و پاکی غافل کنند. تمام پدیده ها بهانه اند. وسیله اند. به عشق فکر کنید. با عشق روح خود را پاک تر و پاک تر کنید. وجودتان مهم ترین است. زندگی و ارتباطاتتان و مسائل جانبی اهمیت زیادی ندارند. راستی را از یاد مبرید. زندگی و تمام پدیده های آن را به چشم وسیله ببینید. وسیله ای برای به دست آوردن معصومیت از دست رفته. برای درک هر چه بیشتر عشق و رهایی و زندگی در آغوش عشق... رسیدن به شادی ملکوتی و جاویدان و ... این روزها روابط بین دخترها و پسرها بسیار زیاد شده، بسیاری از این روابط راضی نیستند. دوستی ها مقطعی و بسیار سطحی و زودگذر شده. با این حال، هنوز بسیاری از دخترها و پسرهای ایرانی دوستی با جنس مخالف را تجربه نکرده اند. و برخی از این بابت ناراحتند. بخصوص پسرها پسرها برای ارتباط با دخترها به هر شیوه ای متوسل می شوند. البته نیاز جنسی هم دخیل است، ولی برای کسی که رابطه را تجربه نکرده نیاز روحی حرف اول را می زند پسرها و دختر ها در ارتباطاتشان نباید آداب معاشرت درست را فراموش کنند. همه ما جوانان باید آداب معاشرت درست را از بزرگتر ها و کتابهایی که در این زمینه نوشته شده یاد بگیریم، اینگونه روابط باید باعث پیشرفت روحی و اجتماعی ما شوند، نه اینکه مشکلی بر مشکات زندگی ما بیافزایند. روابط انسانی باید بر پایه عشق و محبت و انسانیت و پاکی باشد، نه دشمنی و دروغ و ... متاسفانه عدم تناسب بین عرضه و تقاضا باعث شده که پسرها برای جلب رضایت و دوستی دخترها بی گدار به آب بزنند و در اینگونه روابط شرافت انسانی خود را فراموش کنند. و همین طور دختر ها به هرگونه ای که بخواهند رفتار می کنند، چون می دانند که معمولا پسرها اعتراض نمی کنند. و به هر صورت٬ هرگز تنها نخواهند ماند. بلکه همواره پسرهایی هستند که رفتارهای غیرقابل تحمل آنها را تحمل کنند. برای ایجاد تعادل در روابط بین دختر ها و پسرها راه حل هایی وجود دارد که در این مطلب به آنها اشاره خواهد شد. توصیه من به پسرهایی که در ایجاد ارتباط با دخترها مشکل دارند، شجاعت است،فقط شجاعت.به خودتان اعتماد کنید، تجربه کنید، شجاعانه و آگاهانه تجربه کنید. مهم ترین نکته در ایجاد ارتباط، ارتباط چشمی است. نگاه قدرتمندانه به همراه لبخند. و البته همان طور که اشاره شد، شجاعت. شجاعت در پیشرفت و ایجاد مهارت های ایجاد ارتباط، بسیار موثر است توصیه من به دخترهایی که در ارتباط با پسرها مشکل دارند این است که کسب توانایی ارتباط پسرها را از اینترنت شروع کنند و با مکالمات تلفنی و سپس دیدار و رابطه واقعی، مشکلات خود را حل کنند از این ناراحتم که هنوز جامعه به آن سمتی نرفته و آنقدر پیشرفت نکرده است که ارتباطات اجتماعی آسان برای همه باشد. پسرانی را می بینم که تشنه اند و دخترانی که ... این ها ناراحتم می کنند. نادانی ها ناراحتم می کنند. ماها عشق و محبت را فراموش کرده ایم و به چیز های بیهوده فکر می کنیم. هر کسی به گونی ای نمایش می دهد، نادانی را... هر رابطه ای باید باعث پیشرفت ما شود و زندگی ما را شیرین تر کند. نه بر مشکلات ما بیفزاید. البته با گسترش استفاده از اینترنت ارتباطات انسانی نیز گسترش یافته و اینترنت به ابزاری ساده و امن برای ارتباط با جنس مخالف تبدیل شده است برخی دختر ها احساس تنهایی می کنند، به محبت نیاز دارند، و نیز برخی از پسرها... همه ما به محبت نیاز داریم و به هر شیوه ای از جمله خانواده، دوست، همسر، ... باید به نیاز خود پاسخ دهیم. ولی گاهی مشکلات موجود در جامعه باعث می شود که بسیاری از نیازهای و خواسته های طبیعی خود را ( از جمله نیاز به محبت) فراموش کنیم توصیه من به دخترهایی که دوستی را تجربه نکرده اند این است که پاکی خود را حفظ کنید. رابطه اصلا مهم نیست. خودتان مهمید. ولی ارتباطات معمولی خود را گسترش دهید و بر اطلاعات خود درباره ارتباطات انسانی بیفزایید. آری، پاکی و همه عشق و احساس خود را برای موفقیت در زندگی آینده خود حفظ کنید. این را به این خاطر می گویم که کم اند پسرانی و دخترانی که در رابطه به طرف مقابل زیان نرسانند. متاسفانه عشق و آگاهی و پاکی فراموش شده. ولی اگر می خواهید رابطه را تجربه کنید با شناخت و آهسته آهسته و آگاهانه و افراط نکنید. داشتن دوست دختر و یا دوست پسر های فراوان نمی تواند مانع احساس تنهایی در فرد شود، بلکه چند رابطه ای می تواند مشکلات ما را بیشتر کند. مهم ترین عامل چند رابطه ای شدن طرف مقابل عدم توجه شما به نیازهای اوست. داشتن رابطه یا دوست به خودی خود کار بزرگی نیست. داشتن رابطه موفقیت آمیز کار بزرگی ست. اگر تنها هستید اصلا ناراحت نباشید، دوستی و رابطه هم معایبی دارد، تنهایی هم محاسن و لذت های خاص خود را دارد. از کسانی که رابطه را تجربه کرده اند بپرسید، بیشترشان ناراضی اند، ولی کسی که آگاهانه و عاشقانه زندگی می کند٬ موفق تر و راضی تر است. می توانید به تنهایی خود افتخار کنید. احساس تنهایی حالتی کاملا غیر طبیعیست و یک نوع مشکل روحی است. احساس تنهایی یعنی ضعف و ناتوانی. با تجربه آگاهانه دوستی می توان آن را درک کرد و پس از درک دیگر عذاب نیست، لذت است. فقط با درک احساس تنهایی و دوستی می توان از تنهایی لذت برد.لذتی جاودانه دوستی می گفت من ذاتا خیانتکارم بسیاری از پسرها و دختر هایی که در روابط با جنس مخالف افراط می کنند، در دام شهوت پرستی گرفتار می شوند. بسیاری از پسرها و دختر ها نیز از این روابط راضی نیستند. دلیل اصلی اش این است که ما ها "خود" را فراموش کرده ایم. ما ها هنوز از دشمنی لذت می بریم، محبت و عشق را فراموش کرده ایم. اهل گفت و گو نیستیم. هنوز به راستی ایمان نیاورده ایم. هنوز ... در مورد ارتباط جنسی باید آگاهانه رفتار کنید. مبادا به خاطر نیاز، در دام شهوت پرستی و هوس بازی گرفتار شوید. مبادا عشق و انسانیت را فراموش کنید.
نوشته شده توسط مجتبی قهرمانی | لینک ثابت | موضوع: |
آسیب شناسی عشق دوران نوجوانی/ناآگاهی والدین از ویژگیهای دوران بلوغ
به اعتقاد روانشناسان، "دوست داشتن" مفهومی لطیف و پراهمیت است اما "عشق" از غریزه جنسی و حس تملک انسان ناشی می شود. عشق درجایی پا می گیرد که محرومیت ها و محدودیت دسترسی به جنس مخالف وجود دارد.در داستان "لیلی و مجنون" جدایی بین "لیلی" و "قیس" عشقی آتشین را بین آن دو به وجود می آورد این داستان عشقی از جدایی و محرومیت آنها نشات می گیرد. در غرب به دلیل آزادی های جنسی ، عشقی که در ایران رایج است، وجود ندارد و معمولا روابط عاطفی ، آگاهانه و بر اساس منافع مشترک شکل می گیرد. جامعه شناسان معتقدند بیشتر عشق های دوره نوجوانی از محدودیت های روابط دو جنس نشات می گیرد و سنن و هنجارهای اجتماعی آن را تقویت می کند.بر این اساس عشق منطقی (دوست داشتن) تاثیر مثبتی در سلامت روح و روان فرد دارد، باعث ایجاد انگیزه و تلاش شده و با ایجاد آرامش روحی و روانی موجب شکوفایی خلاقیت ها و پتانسیل های بالقوه می شود. در ایران به علت محدودیت های اجتماعی که در روابط بین دو جنس وجود دارد عشق دوران نوجوانی پدیده ای شایع و همه گیر است و نوجوانان نیازهای روانی خود را با تصویر پردازی ذهنی از جنس مخالف ارضا می کنند. در سالهای اخیر با افزایش میزان روابط دختر و پسر از شدت این پدیده کم شده است. به اعتقاد روانشناسان رابطه غیر مستقیمی بین میزان روابط بین دو جنس و شدت و میزان آسیب ناشی از عشق های دوران بلوغ (نوجوانی) وجود دارد. با افزایش میزان روابط بین دو جنس ، مفهوم "عشق"در روابط کاهش یافته و حس "دوست داشتن" افزایش می یابد در این حالت روابط از دوام بیشتری برخوردار می شود. ایجاد شرایط برای افزایش تجربه و سطح آگاهی نوجوانان از جنس مخالف و نهادینگی مفهوم دوست داشتن در آنها باعث کاهش آمار طلاق ، ناهنجاری های اجتماعی و ناراحتی های روحی و روانی در دوران جوانی می شود. در حال حاضر آموزشهای لازم در خصوص تغییرات فیزیولوژیک و روحی و روانی دوران بلوغ به نوجوانان مورد بی توجهی قرار گرفته و این رده سنی از طریق گروه همسالان کم و بیش با این پدیده طبیعی آشنا می شوند. در شرایطی که بیشتر خانواده ها اجازه رابطه با جنس مخالف را نمی دهند فرزندان روابط مخفیانه ای برقرار می کنند که در برخی موارد به رابطه جنسی می انجامد. "پروین دایی پور" روانشناس و محقق اجتماعی می گوید: گرایش به جنس مخالف از پدیده های شایع دوره نوجوانی و از تغییرات دوران بلوغ است. در این دوره نوجوان از رابطه با جنس مخالف لذت می برد که کنشی طبیعی از مراحل رشد انسان است اما مشکل زمانی ایجاد می شود که بعضی از نوجوانان فراتر از سطح سن و تجربه خود وارد روابط جنسی می شوند. وی در پاسخ به این سوال که "چرا باید در سنین بلوغ احساس عشق و مهرورزی در نوجوانان شکل بگیرد ،در صورتی که به طور طبیعی (تا سنین 20 تا 25سال) پختگی و تجربه لازم برای برقراری رابطه با جنس مخالف وجود ندارد" اظهار می دارد: این فاصله زمانی برای رشد نوجوان و رسیدن به پختگی و کمال در روابط اجتماعی لازم است. در سنین بلوغ نوجوان نگاه کنجکاوانه ای به جنس مخالف دارد و با شنیدن و نگاه کردن به اطراف تصویری ایده آل از همسر آینده خود در ذهن ایجاد می کند .در این فرآیند زمانی که نوجوان به سنین جوانی (پایان 20سال) می رسد از تجربه لازم برخوردار شده و می تواند روابط جدی با جنس مخالف برقرار کند. وی ادامه می دهد:حدی از روابط دختر و پسر برای رشد به هنجار آنها لازم است مشکل اصلی این روابط آن است که تعدادی از نوجوانان (به طور تجربی20تا 30 درصد) زمانی که عاشق می شوند به خود اجازه می دهند روابط جدی با طرف مقابل برقرار کرده و وارد رابطه جنسی شوند. دایی پور با بیان اینکه "دخالت های خارجی موجب تشدید آسیب های دوران بلوغ می شود"می گوید: نوجوانان در سنین بلوغ تحت فشار عاطفی و هیجانی زیادی قرار دارند و به دلیل تفاوت های فرهنگی و ارزشی بین والدین و فرزندان تحت فشارها و محدودیت های خارجی نیز قرار می گیرند در این دوره نوجوانان به طور طبیعی گرایش به مظاهر نو دارند و در مورد نوع ظاهر ، مدل مو و انتخاب پوشش با والدین خود اختلاف دارند. این نوع گرایشات طبیعی و از عوارض دوران بلوغ است که اگر والدین برخورد درستی با آن داشته باشند با گذشت زمان تعدیل می شود. متاسفانه به دلیل فشارها و محدودیت هایی که والدین بر فرزندان خود اعمال می کنند "تب دوره نوجوانی" در انها نهادینه شده و والدین و فرزندان وارد یک دوره طولانی لجاجت می شوند. وی ادامه می دهد:خانواده ها اطلاع چندانی از شرایط دوران بلوغ ندارند و با ظهور علایم دوران بلوغ در فرزندان خود دچار ترس شده و از رفتارهای جنسی فرزندان خود واهمه دارند و به محدود سازی فرزندان خود می پردازند. این شرایط باعث می شود که تعارض بین والدین و فرزندان زیاد شده و نوجوان از لحاظ عاطفی تحت فشار شدیدی قرار گیرد. در این صورت برای ارضای نیاز های روانی خود به اجتماع کشیده می شود و با اولین ابراز محبت ها احساس "عاشق شدن" در او شکل می گیرد و فکر می کند کسی پیدا شده که او را می فهمد و تایید می کند. این روانشناس با بیان اینکه "از دیگر عوارض عشق های دوران بلوغ رد و بدل شدن قول و قرار ازدواج بین دختر و پسر است" می افزاید: برخی از نوجوانان تحت تاثیر هیجانات روحی دوران بلوغ نسبت به هم متعهد شده و قول ازدواج می دهند اما در اکثر موارد پس از چند سال و با تعدیل هیجانات روحی به این نتیجه می رسند که تصمیم غلطی گرفته اند اما به دلیل قولی که به هم داده اند قادر به جدایی نبوده و مجبور به ازدواج می شوند. این احساس تعهد در دختران بیشتر دیده می شود در این حالت آنها فکر می کنند که در صورت پایان رابطه اگر طرف مقابل دچار مشکلی شود مسولیتش با آنها است و دچار عذاب وجدان می شوند. دایی پور با بیان این که "بی تجربگی و سادگی نوجوانان در روابط اجتماعی مشکلاتی در زندگی آینده آنها ایجاد می کند" تصریح می کند : مدارک دوستی های دوران نوجوانی ، عکس ، نوشته و هدایایی که بین دختر و پسر رد و بدل می شود به عنوان تهدیدی برای زندگی آینده آنها مطرح است .برخی از نوجوانان با دوست خود عکس می گیرند و عکس های خانوادگی رد و بدل می کنند این عکس ها مورد سوء استفاده قرار گرفته و پس از جدایی وسیله باج خواهی یکی از طرفین (معمولا پسران) می شود. بسیاری از پسران و دخترانی که تجربه این دوستی ها را دارند پس از ازدواج خود همواره دغدغه و نگرانی فاش شدن روابط گذشته خود را دارند. وی ادامه می دهد: بدبینی به همسر آینده و احساس خیانت از دیگر عوارض دوستی های دوران نوجوانی است. افرادی که در دوران نوجوانی روابطی با جنس مخالف داشته اند پس از از دواج به همسر خود شک دارند. حتی اگر دختر و پسر پس از دوستی با هم ازدواج کنند نسبت به هم اطمینان لازم را ندراند و همواره ظن به خیانت دارند. آنها فکر می کنند کسی که حاضر به دوستی با آنها شده ممکن است با دیگران نیز رابطه برقرار کند. دایی پور افسردگی پس از جدایی و احتمال خودکشی را از دیگر عوارض چنین دوستی هایی دانسته و خاطر نشان می شود:.پس از ایجاد دوستی به دلیل ارتباط مستمر نوعی حالت وابستگی بین طرفین ایجاد می شود .در این دوره نوجوان برای حفظ این ارتباط تلاش می کند و حاضر است هر هزینه ای برای ادامه رابطه بپردازد آنها مصر به ادامه ارتباط و حتی ازدواج هستند. در این حالت قطع رابطه به افسردگی شدید منجر شده و نوجوان بی حوصله می شود ، میل به زندگی ندارد و در مواردی نیز دست به خودکشی می زند. وی به خانواده ها توصیه می کند: خانواده ها باید فضای لازم برای ارتباط سالم دختر و پسر را ایجاد کنند و اجازه ابراز وجود و جلب محبت جنس مخالف را به فرزندان خود بدهند در این حالت رابطه با جنس مخالف به امری عادی تبدیل شده و نوجوان که تجربه سطحی از این رابطه را دارد نسبت به آن حریص نمی شود.برخی از خانواده ها با ایجاد محدودیت و جداسازی فرزندان خود و برخی نیز با دادن آزادی های بی حساب و بی منطق به نوجوانان دچار رفتار های افراطی می شوند اما اگر نوجوان احساس کند که می تواند بر اساس معیارها و ضوابط ،رابطه ای منطقی با جنس مخالف برقرار کند دچار عوارض شایع این روابط نمی شود. وی تصریح می کند: برخی مطبوعات با بزرگ نمایی حوادث و ناهنجاری های اجتماعی باعث نگرانی خانواده ها می شوند و فضایی نامناسب و آلوده را در ذهن والدین شکل می دهند در این صورت والدین برای جلوگیری از انحراف فرزندان اقدام به محدود سازی آنها کرده و به طور افراطی آنها را از جامعه جدا می کنند که این محدودیت ها در نهایت به برقراری روابط جنسی در نوجوانان می انجامد. وی می افزاید: گذشته از بی کفایتی و ناآگاهی والدین، شرایط محیطی، تناقضات اجتماعی، افراط و تفریط در مناسبات اجتماعی، به هم ریختگی اوضاع فرهنگی و عدم الگو سازی مناسب برای جوانان در کنار عوارض طبیعی دوران نوجوانی شرایط را برای ایجاد ناهنجاری های اجتماعی مهیا کرده و موجب ایجاد مشکلات عاطفی و روانی برای نوجوانان شده است. همیشه این احتمال وجود دارد که نوجوانان عاشق شوند اما صرف "دل ستانی" مشکل این پدیده نیست بلکه مشکل اصلی از ناآگاهی والدین و فرزندان از چگونگی ایجاد این روابط و حد آن ناشی می شود .در جامعه پیچیده امروز نمی توان به طور سنتی جوانان را با هم آشنا کرد و باید به نقش اجتماع در این زمینه توجه شود.دانشگاه ، محیط کار ، مناسبات اجتماعی و رفت و آمدهای خانوادگی بسترهای ایجاد ارتباط بین دو جنس مخالف را ایجاد می کند. دایی پور در خصوص راه کار های کاهش عوارض دوستی های دوران نوجوانی می گوید: با پرکردن برنامه روزانه نوجوانان می توان شدت این پدیده را کم کرد با توجه به اینکه نوجوانان در این سنین نیاز به جلب محبت و ابراز وجود دارند با خلاقیت یابی و هدایت نوجوانان به مسیر مناسب می توان زمینه شکوفایی استعدادها و ارضای نیازهای روانی آنها را ایجاد کرد. انگیزه سازی، ایجاد خلاقیت و الگوسازی مناسب نقش مهمی در سرگرم سازی نوجوانان و کاهش میزان دوستی های افراطی در بین آنها دارد. نوشته شده توسط مجتبی قهرمانی | لینک ثابت | موضوع: |
با سلام به دوستان خوب و عزیزم اول که ممنونم از کسایی که تا حالا از وب من دیدن کردن و از دوستان میحوام بپرسم نظرشون در مورد وب من چیه؟
نوشته شده توسط مجتبی قهرمانی | لینک ثابت | موضوع: |
سلام به تمام دوستان باید منو ببخشین آخه وبم یکم ریخته بهم اگر یکی از دوستان میتونه یه قالب به من بده ممنون میشم خدا نگهدار
نوشته شده توسط مجتبی قهرمانی | لینک ثابت | موضوع: |
جوان و نيازهاي روحي نوشته شده توسط مجتبی قهرمانی | لینک ثابت | موضوع: |
سلام به تمام دوستان عزیزم
میخواستم نظرتون رو در مورد ادامه نوشتن مطالب این وبلاگ بدونم نوشته شده توسط مجتبی قهرمانی | لینک ثابت | موضوع: |
جوان و هدف زندگي
نوشته شده توسط مجتبی قهرمانی | لینک ثابت | موضوع: |
خوب بازم سلام و امیدوارم که خوب و سر حال باشین
نوشته شده توسط مجتبی قهرمانی | لینک ثابت | موضوع: |
خوب اول سلام به تمام دوستان عزیز . . .
باید بگم شرمنده چون بعد از ۵ماه امروز تونستم یه مطلب بفرستم روی وبلاگ ... این مطالب خوب و جالب هست امیدوارم که خوشتون بیاد نوشته شده توسط مجتبی قهرمانی | لینک ثابت | موضوع: |
سايبان ساده عاشقي دير برپا مي شود-2 وي با اشاره به محدوديت ها، تعهدات و چارچوب هاي زندگي مشترك مي افزايد: «پذيرش شرايط زندگي مشترك براي هر جواني يك دنيا مسئوليت به همراه مي آورد كه برآمدن از عهده آنها در شرايط ويژه امروز جامعه ما از نظر اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي رستم دستان را مي طلبد. پس راه آسان تر بي خيالي در ازدواج است.» نوشته شده توسط مجتبی قهرمانی | لینک ثابت | موضوع: |
جوان و دوستي نوشته شده توسط مجتبی قهرمانی | لینک ثابت | موضوع: |
جوانی و ... در دنیای امروز «جوانی» به عنوان پدیدهای اجتماعی مطرح شده اما متأسفانه این پدیده شناخته شده در بسیاری از كشورهای كمتر توسعهیافته وجود ندارد و به عبارت دیگر «اصطلاح جوانی» از ابداعات جوامع مدرن غربی است.
«جوانان» طلایهداران برجسته تغییر فرهنگی در بخشهای مختلف جهان هستند. آنها ارزشها و رفتارهایی را میپذیرند كه اغلب مورد اضطراب و عدم تأیید والدین، نهادهای اجتماعی و دولتهایشان است. جوانان از جمله برجستهترین قربانیان ریسكها و فشارهای نوسازی اجتماعی و اقتصادی هستند. آنها پرشورترین خالقان و مفسران فرهنگهای بدیع و مختلط شیوههای زندگی هستند، بنابراین بیهیج تردیدی میتوان گفت جوانی به سرعت به یك اقدام و تجربه اجتماعی برجسته در پهنه جهان كمتر توسعه یافته تبدیل میشوند. علیرغم تغییرات صورت گرفته در پهنای اجتماعی، هنوز جوانان به جهان «تعلیم و تربیت رسمی» به شكلی كه در گزارشهای بینالمللی منعكس است، دست نیافتهاند و تحتالشعاع كودكان در تعلیم و تربیت اساسی و میزان بیسوادی بزرگسالان قرار دارند؛ این در حالیست كه تعلیم و تربیت بخش مهمی از زندگی افراد جوان است. اگر به آموزش تا حد زیادی به صورت غیرانتقادی نگاه كنیم خواهیم دید كه جوانان درآن «نامریی» هستند. گزارشهای بینالمللی در مورد تعلیم و تربیت از كلمه «كودكان» به طور جهانی استفاده میكند. آنها به سختی از اصطلاح «جوان» یا «افراد جوان» بهره میبرند و تنها گاهی اوقات از اصطلاح «بزرگسالان جوان» بهره میگیرند، اما تقریبا همیشه با ارجاع به مشكلات ترك تحصیل، بیسوادی و میزان بیسوادی، تاكید میكنند كه بیسوادی تنها مسألهای مهم برای گروههای سنی مسنتر و نه جوانان است. با در نظر گرفتن سواد بزرگسالان برآورد میشود 21 درصد افراد 15 سال و بالاتر در جهان بیسواد هستند. از سوی دیگرنشانگرهای كلیدی بانك جهانی برای سال 2002 حاكیست كه 40 درصد زنان 14 تا 15 سال در آسیای جنوبی بیسوادند كه این رقم در اروپا و آسیای مركزی به 2 درصد برای زنان جوان و 1 درصد برای مردان جوان كاهش یافته است. جوانی، زمانی برای تغییر و چالش است. این دوران زمان سازگاری تدریجی با زندگی بزرگسالی و استقرار زندگی مستقل است، در حالیكه جوانان باید كنار آمدن با انواع مختلف تغیرها را یاد بگیرند، اما گذار به دنیای كار یكی از اصلیترین تغییرات دوران جوانی است. در جهان امروز بیش از یك میلیارد جوان 15 تا 24 سال وجود دارد كه 95 درصد آنها در كشورهای در حال توسعه زندگی میكنند و اغلب در حال گذار یا در فرایند گذار به بازار كار هستند. بنابر گزارش سازمان بینالمللی كار، 160 میلیون انسان در جهان بیكارند كه بسیاری از آنها در حاشیه اقتصاد یا بازار كار مشغول هستند كه به آنها امكان كافی برای امرار معاش نمیدهد، بسیاری از این افراد «جوان» هستند كه سطوح بیكاری آنها بیش از جمعیت بزرگسال است و در صورت كار دستمزد كمتری دریافت میكنند، لذا بدون اتخاذ راهحلهای رادیكال یك فاجعه كلی در پیش خواهیم داشت كه اثری قوی بر زندگی افراد جوان خواهد گذاشت. جهانیسازی و پیشرفتهای تكنولوژیك تأثیرعمیقی بر بازارهای كار سراسر جهان داشته و افراد جوان به عنوان كارگران جدید لطمه این تغیرها را تحمل كردهاند. روندها در بازار كارجوانان بازنمای تغییردر بازار كار بزرگسالان است هر چند این روزها اغلب در موقعیت اشتغال جوانان بزرگنمایی میشود. از سوی دیگر ادعا شده كه اغلب جوانان در خدمت نازلی كار میكنند كه ویژگی آن، شرایط كاری نامناسب و نبود امنیت شغلی است كه گاه «مك جابز» خوانده میشود كه حضور جوانان در صنایع فروش مواد غذایی و در رستورانها نشان دهنده این واقعیت است؛ در رستورانها جوانان اغلب، اكثریت قاطع نیروی كار را تشكیل میدهند و از حداقل دستمزد برخوردار هستند، ساعت كارها ممكن است به گونهای سامان یابد كه كار فرمایان بتوانند تعهدات خود را در برابر قانون كار به حداقل برسانند. همچنین «اشتغال پارهوقت» بین افراد جوان نیز در بسیاری از كشورها در حال افزایش است و میتوان آن را به عنوان یك جنبه از تصادفی بودن بازار كار نوجوانان تلقی كرد. در حالیكه افراد جوان اغلب به شغلهای پارهوقت به مثابه راهی برای تهیه هزینه مشاركت تعلیم و تربیت خود میپردازند. افزایش استفاده از «قراردادهای زماندار» نشانه دیگری از وخامت شرایط در بازار كار نوجوانان و جوانان است. این قراردادها بیشتر توسط افراد جوان امضا میشود و استفاده از آنها در اسپانیا یعنی جائی كه از هر 10 انسان زیر 25 سال 8 نفر قرارداد زماندار دارند، بسیار بالاست. عرضه روزافزون «كارگران جوان صلاحیتدار» كه هنوز با تقاضای متناظر در شغلهای فنی و حرفهای مواجه نشدهاند، منجر به سطح بالای اشتغال ناقص میشود، به شكلی كه در اروپا از هر 10 نفر افراد 16 تا 26 ساله 6 نفر دارای اشتغال ناقص هستند. در حالیكه افراد جوان 15 تا 24 ساله 18 درصد جمعیت جهان را تشكیل میدهد و نماینده 41 درصد جمعیت بیكار جهان هستند، هماكنون 170 میلیون جوان، بیكارند. در اغلب كشورها نرخ بیكاری جوانان دو یا سه برابر بزرگسالان است این در حالیست كه نرخهای بیكاری ثبت نشده در بین افراد جوان میتواند بالا باشد كه یكی از دلایل این امر وجود صفوف متقاضیان شغل است. چرا كه به موازات ورودیهای جدید به بازار كار ممكن است جوانان خود را در انتهای صف ببینند و زمانی استخدام شوند كه تقاضای انبوه برای نیروی كار وجود داشته باشد. چرا كه كارفرمایان اغلب افراد مجرب را به آنها ترجیح میدهند. همچنین دلایل دیگر این امر را میتوان در سطح بالای تغییر شغل در بین كارگران جوان، سیاستهای زاید مبتنی بر اصل «ابتدا خارج و سرانجام داخل» و سطح پایین حمایت شغلی از كارگران جدید دانست. در حالیكه برآورد میشود یك درصد افزایش در بیكاری بزرگسالان با دو درصد بیكاری جوانان همراه است اما افزایش در بیكاری بزرگسالان به همراه افزایش بیشتری در بیكاری جوانان است. از سوی دیگر به نظر میرسد زنان بیش از مردان در این زمینه آسیبپذیرند، چرا كه مروری بر بیكاری جوانان در 97 كشور دنیا نشان میدهد در دو سوم این كشورها زنان بیشتری در مقایسه با مردان بیكار هستند و در یك چهارم این كشورها بیكاری زنان 20 درصد بالاتر از بیكاری مردان بوده در حالیكه در نیمی از كشورهای آمریكای لاتین و حوزه كارائیب نرخ بیكاری زنان جوان 50 درصد بیش از مردان بوده است. بیكاری در میان جوانان منجر به كاهش صیانت ذات، سطوح كاهش یافته بهزیستی و اغلب كنارهگیری از همسالان میشود. همچنین پیپشبینی میشود كه طی 10 سال آینده 2/1 میلیارد زن و مرد جوان به سن كار میرسند كه بهترین نسل آموزش دیده و یك استعداد بزرگ برای رشد اجتماعی و اقتصادی محسوب میشوند.
بسیاری از جوانان كشورهای پر درآمد با درك معانی وسیع فقر از جمله نداشتن پول، قحطی، جنگ و نزاع آن را نه تنها غیر قابل قبول میدانند، بلكه فقر را ناقض حق رفاه و تندرستی خود نیز تلقی میكنند. نتایج نظرسنجیها نیز نشان میدهد كه 80 درصد جوانانی كه در اتحادیه اروپا زندگی میكنند، معتقدند باید برای فقر در كشورهای كم درآمد فكری كرد و آنها حاضرند كه برای ایجاد این تغیر كاری كنند. «فقر» و «تقسیم ناعادلانه درآمد و ثروت» برای جوانانی كه در كشورهای كمدرآمد یا با درآمد متوسط زندگی میكنند، نگرانكنندهترین موضوعات است. از سوی دیگر نظرسنجی از شركتكنندگان 13 تا 17 ساله در بیست و یكمین كنفرانس كودكان عرب نشان داده كه آموزش با 25 درصد و كار با 23 درصد در سرلوحه نگرانیهای آنها قرار دارد. طبق سرشماری جمعیتی جهانی برای سال 2000 تقریبا نیم میلیارد جوان 15 تا 24 سال در كشورهای كمدرآمد زندگی میكنند كه تقریبا نیمی (46 درصد) از كل جوانان دنیا در این گروه سنی را تشكیل میدهند. یك سوم دیگر جوانان 15 تا 24 در كشورهایی زندگی میكنند كه بر اساس تعریف بانك جهانی، درآمد آنها زیر سطح متوسط است و فقط 11 درصد این گروه سنی در سال 2000 در كشورهای پردرآمد زندگی میكردند و بیشترین تمركز جوانان 15 تا 24 سال كشورهای كم درآمد در منطقه اقیانوس آرام در آسیاست. تعداد جوانانی كه در سال 2000 در جهان با كمتر یك دلار در روز زندگی میكردند، 238 میلیون نفر و به عبارتی یك چهارم كل جوانان دنیا بوده است، در جنوب آسیا تمركز جوانانی كه در فقر شدید به سر میبرند از همه جا بیشتر است و پس از آن ناحیه صحرا در آفریقا، شرق آسیا و منطقه اقیانوس آرام قرار دارد كه در امریكای لاتین و جزایر كارائیب نیز حدود 15میلیون جوان در فقر شدید به سر میبرند. تحقیقات نشان میدهد كه در كشورهای هند، چین، نیجریه، پاكستان، بنگلادش، جمهوری دموكراتیك كنگو، ویتنام، برزیل، اتیوپی، اندونزی ومكزیك آمار جوانان دچار فقر شدید بیشتراست. هنگامی كه صحبت از مواد مخدرمیشود اغلب پای جوانان به میان كشیده میشود تقریبا در همه كشورهای جهان جوانان در مقایسه با بزرگسالان مواد مخدر را در ابعادی وسیعتر و با شیوههای مخاطره آمیزتری مصرف میكنند. در سراسر جهان، جوانان در محیطهایی رشد میكنند كه تحمل مصرف انواع مواد مخدر اعم از دارویی به شكل فزایندهای در آن دیده میشود. صنایع دارویی و داروهای جایگزین همچنان به رشد خود ادامه میدهند و به این تصور كه میشود «با قورت دادن دارو راه حل پیدا كرد» دامن میزنند. بعضی از جوانان مواد مخدر را چون دیگر اقدام مصرفی و در كنار لباس و. .. مصرف میكنند تا هویت و تصویر خاصی را از خود نشان دهند. بعضی از آنها هم فینفسه ماده مخدر را انتخاب نكردهاند، بلكه آن را به عنوان شیوهای از زندگی پذیرفتهاند تا انزجار وعصیانشان را نشان دهند و عطش خود را برای آزادی و دوستی فرو بنشانند. بسیاری از جوانان كشورهای درحال توسعه كه از محرومیتهای اجتماعی رنج میبرند و «بیرون از جریان اصلی» زندگی میكنند، «آسیبپذیرهای ویژه» نامیده میشوند. لذا برای تحمل شرایط دشوار از جمله تسكین دردهای جسمی یا عاطفی، سازگاری با ساعات كار طولانیتر، بیكاری، بیتوجهی، خشونت، بیخانمانی، تجاوز جنسی یا جنگ، مواد مخدر را مصرف میكنند و مصرف مواد در تار و پود فرهنگ اوقات فراغتشان ریشه دوانده است. بنابراین استفاده از مواد مخدر در واقع راهی است برای سازگار شدن با فقدان حقوق اساسی یعنی غذا، لباس سرپناه و تحصیل كه میتواند فرد را بیش از پیش در جامعهای به حاشیه براند. در این میان الكل، دخانیات و حشیش بیش از سایر مواد توسط جوانان دنیا مصرف میشود، اما ظاهرا پایینترین آمار مصرف همه نوع مواد مخدر مربوط به كشورهایی است كه قویا تحت تاثیر اسلام هستند. زیرا ممنوعیت مصرف این مواد در این كشورها كاملا مشخص است و به شدت اعمال میشود. گزارشات نشان میدهد كه «دخانیات» یكی از علل قابل پیشگیری مرگ و میر در دنیاست این ماده مخدر معمولا اولین مادهای است كه بچهها و جوانان سراسر دنیا از آن استفاده میكنند و تقریبا 20 درصد از آنها این كار را قبل از 10 سالگی شروع میكنند. تحقیقات نشان میدهد كه مردان همجنسخواه، زنان همجنسباز، دو جنسیها و تغییر جنسیتدادهها را باید آسیبپذیرترین افراد در برابر مصرف موادمخدر دانست. در دهه 1990 جرایم نوجوانان و جوانان یكی از جدیترین مشكلات بود دادههای آماری نشان میدهد كه اكثریت مناطق جهان از افزایش جرایم جوانان رنج میبرند كه در این میان افزایش نرخ بزهكاری نوجوانان در كشورهای در حال گذار بسیار نگرانكننده است. پیمایشهای جرمشناختی نشان میدهد كه مردان بیش از زنان قربانی میشوند و نوجوانان كه در معرض ریسك تبدیل شدن به بزهكار هستند، اغلب به موقعیتهای دشوار خاص تعلق دارند، مستعدان «بزهكاری نوجوانی» كودكانی هستند كه به دلایل مشخص مانند الكلی بودن والدین، فقر، گسستگی خانوادگی، جمعیت بالای افراد خانواده، بهرهكشی كاری در خانه، رشد مبتلایان به ایدز، مرگ والدین درخلال كشمكشهای مسلحانه، یتیم شدهاند یا بیسرپرست و تنها ماندهاند و وسایل معیشت و مسكن را از دست دادهاند در این میان مسأله «كودكان خیابانی» برای اغلب كشورها بویژه كشورهای كمتر توسعه یافته بسیار جدی است. این تحقیقات نشان میدهد كه نسبت جرایم گروهی نوجوانان در بین 14 سالهها در بالاترین حد و در بین 17 سالهها در پایینترین حد قرار دارد. این نرخ در جرایم دزدی، دستبرد و تجاوز به عنف بالاتر و در مورد «قتل با برنامهریزی» و «صدمات شدید بدنی» و در مناطق روستایی كمتر است. علل و شرایط بزهكاری نوجوانان و جوانان را میتوان در عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ارزشی، شهرنشینی، خانواده، مهاجرت، رسانهها، انزوا و طرد و گروه همسالان دانست. در افریقا علل اصلی بزهكاری به گرسنگی، فقر، سوء تغذیه و بیكاری، در آسیا یك پدیده شهری، امریكای لاتین مسائل اقتصادی حاصل از بحران در منطقه و نرخ بالای بیكاری، در جهان عرب مشكلات اقتصادی ــ اجتماعی (مصر، سودان، تونس) و در كشورهای غربی پیشرفت و دسترسپذیری بیشتر به كالاهای مصرفی بوده است. به گزارش ایسنا سربازگیری از كودكان تبدیل به مسأله مهمی شده است، در این میان كودكانی كه به سربازان كودك تبدیل میشوند اغلب فقیرند از خانواده جدا شدهاند، از خانه رانده شدهاند، در مناطق جنگی زندگی میكنند یا دسترسی محدودی به تعلیم و تربیت دارند اما كودكان یتیم و پناهندگان در برابر سربازگیری آسیبپذیرترند. در اواسط دهه 1980 ایدز یك بحران جهانی به شمار میآمد. در آن زمان 100هزار نفر در سراسر جهان مبتلا به ویروس ایدز و 5 تا 10 میلیون نفر آلوده به ویروس (HIV ) بودند در حال حاضر پژوهشگران پیشبینی كردند كه آمار مرگ و میر سالانه ناشی از ایدز در سال 2006 به 7/1 میلیون نفر افزایش خواهد یافت اما هماكنون تأثیر ایدز بر جهان بسیار بیشتر از پیشبینی پژوهشگران بوده است. اگر چه تاثیر ایدز در بخش زیر صحرایی افریقا شدیدتر از مناطق دیگر بوده اما این بیماری زندگی انسانها و كودكان را در سراسر جهان تغیر داده است. تأثیر ایدز در بخش زیر صحرایی بزرگ افریقا بسیار شدیدتر از مناطق دیگر بوده است، تقریبا سه چهارم تمام جمعیت جوان مبتلا به ویروس ایدز/ایدز، در این منطقه زندگی میكنند. میزان شیوع این بیماری در جنوب افریقا به ویژه در میان دختران جوان در بالاترین سطح قرار دارد. آمار ویروس ایدز برای عموم جمعیت، اغلب تفاوتهای چشمگیر موجود در داخل كشورها را پنهان میكند. برای مثال شهرها عموما نسبت به مناطق روستایی دارای شیوع بیشتری هستند و در میان گروهها افراد محروم در معرض بیشترین خطر بودهاند در میان جوانان نیز ویروس ایدز به طور نامتناسبی بر جوانان فقیر و حاشیهای تأثیر میگذارد. در جایی كه انتقال ویروس ایدز از طریق رابطه جنسی شایع است، عموما زنان جوان بیش از مردان جوان به ویروس ایدز مبتلا میشوند و در جایی كه ویروس ایدز در میان استعمالكنندگان مواد مخدر تزریقی شایع است اغلب موارد ابتلا به ایدز در میان مردان جوان اتفاق میافتد. جوانان نیز همچون بزرگسالان عمدتا از سه طریق تزریق مواد مخدر در رگ، فعالیت جنسی خطرناك بین زنان و مردان و فعالیت جنسی خطرناك بین مردان منتقل میشوند. شیوع ایدز از طریق استعمال مواد مخدر تزریقی فقط به جمعیت استعمالكننده مواد مخدر تزریقی محدود نمیشود؛ زیرا كه اغلب این افراد مردان جوانی هستند كه دارای فعالیت جنسی بوده و در عین حال مزدوج نیستند. گزارشات نشان میدهد كه میزان بالایی از فعالیت جنسی در میان نوجوانان با استفاده مستمر از كاندوم همراه نیست، این جمعیت با میزان بالایی از خطر آلودگی به ویروس ایدز روبروست كه نوجوانان كم سن و سال كمتر احتمال دارد كه از كاندوم استفاده كنند. از سوی دیگر زمانی كه جوانان از خطرات ویروس ایدز/ایدز آگاه هستند بسیاری از آنها معتقدند كه خودشان آسیبناپذیر میشوند. این در حالیست كه مطالعات نشان میدهد رفتار جنسی دوستان نیز بر رفتار جنسی افراد جوان تأثیر میگذارد و هنگامی كه جوانان معتقدند كه همسالانشان فكرمیكنند كه رابطه جنسی غیر حفاظت شده بیخطر است بیشتر احتمال دارد كه خود دارای رابطه جنسی غیرحفاظت شده باشند. امروزه زنان جوان با سرعتی بیش از مردان جوان به این ویروس آلوده میشوند به عبارتی زنان جوان به طور متوسط 10سال زودتر از مردان به این ویروس آلوده میشوند و متعاقبا بسیاری از آنها در سنین پایینتری نسبت به مردان در اثر ایدز میمیرند، همچنین نوجوانان كم سن و سال در معرض خطر بالاتری برای آلودگی به این ویروس هستند. این در حالیست كه اداره آمار ایالات متحده برآورد كرده در سال 2020 تعداد «مردان بالغ» بیش از «زنان بالغ» خواهد بود.
منبع: ایسنا نوشته شده توسط مجتبی قهرمانی | لینک ثابت | موضوع: |
خوب اینم... گاهی اوقات آدم چیزهایی می بینه که کلی روش تاثیر می ذاره.گاهی این تاثیر اونقدر زیاده که تصمیم می گیره یک پست وبلاگش رو به همین چیزی که دیده یا شنیده اختصاص بده.من هم امروز می خوام در مورد چیزی که دیدم حرف بزنم.کاری نداریم به اینکه من چی دیدم ولی می خوام رابطه دختر و پسر رو(البته در ایران) یه کمی نقد کنم اما متفاوت با اون چیزی که تا به حال خوندیم. راستش خیلی از ماها وقتی که به یه جنس مخالف خودمون می رسیم و بدبختانه از اون خوشمون می آد این طور شروع می کنیم که: می تونم با شما دوست بشم؟
خب مگه ما با هم دشمنیم که بخوایم حالا دوست بشیم؟درسته که این استدلال منطقی نیست اما قبول کنید که تو جامعه ما دختر و پسر یه جورایی با هم قهرن!البته طبیعیه چون اونها تا 6 سالگی با هم بودن.اما ناگهان در 6 سالگی از هم جدا می شن و این جدایی می ره تا نزدیک 19 سالگی تو دانشگاه (تازه اونم تو یه سری دانشگاه ها و رشته ها وجود نداره).درحالی که تو هیچ جای دنیا اینطور نیست.درسته که دین رسمیه مملکت ما اسلامه اما باور کنید حرف اسلام این نیست. این برداشت غلط ما از اسلامه. خب همین ها باعث میشه که این همه اختلاف و تبعیض بین زن و مرد بوجود بیاد.توی سایر کشورها پدر و مادر ها برای وقتی پسر یا دخترشون به سن 18 سالگی می رسه اگر چند تا(دقت کنید چند تا) دوست صمیمی از جنس مخالفش نداشته باشه نگران می شن و پیش خودشون می گن لابد بچه ما مشکلی داره که نمی تونه ارتباط برقرار کنه! در حالی که تو ایران کاملا برعکسه!و این درحالیه که به ارتباط یه دختر و پسر در ایران فقط به چشم ازدواج نگاه می شه و نه یه ارتباط معمولی دوستانه. مثال بارزش هم اینه که اگه یه دختری مثلا بفهمه دوست پسرش با دختر دیگه ای هم دوسته سریع واکنش نشون می ده (کما اینکه در بالا اشاره کردم که اگر چند تا دوست...) اینطوریه که این ارتباط حالت عشق و عاشقی و اینجور مزخرفات به خودش می گیره.نه اینکه من بگم عشق وجود نداره یا اصولا چیز مزخزفیه ، نه!عشق وجود داره اما ما نشناختیمش! راستش من عشق رو اینجور تعبیر می کنم که باید مثل عشق های واقعی باشه. مگه نه اینکه مجنون از خدا خواست تا سالهای باقی مونده از عمرش رو ازش بگیره و همون ها رو به عمر لیلی اضافه کنه؟کدوم از ماها همچین درخواستی از خدا داریم؟کدوم از ماها حاضریم خودمون نباشیم اما معشوق(البته به خیال خودمون معشوق) وجود داشته باشه... یا رب به خدایی خداییت وانگه به کمال پادشایییــــــت از عشق به غایتی رسانم کاو ماند اگر چه من نمانــــــم از عمر من آنچه هست بر جای بستان و به عمر لیلی افـزای همه ما اصلا اون رو می خوایم که با خودمون باشه حالا اگه ما بمیریم که زنده یا مرده بودن اون برامون فرقی نمی کنه.اما مجنون اینطور نبود . اون لیلی رو می خواست و اون رو دوست داشت حتی اگر خودش هم وجود نداشته باشه. به هر حال لپ مطلب اینکه اگر به این ارتباط بخواهیم با عینک احساسات نگاه کنیم باختیم.اما اگر کمی منطقی باشیم می بینیم که این هم مثل بقیه روابط دوستی ماست که یه روز بوجود می آد و یه روز هم ممکنه از بین بره. خداحافظ نوشته شده توسط مجتبی قهرمانی | لینک ثابت | موضوع: |
روابط عاشقانه دختر و پسر نوشتار حاضر تحت عناوين زير سامان يافته است ؛ نوشته شده توسط مجتبی قهرمانی | لینک ثابت | موضوع: |
آزادی بیش از حد در بین جوانان الان اومدم که از یه چیزی بگم که برامون هست یه آشنای غریبه . از آزادی , آره , آزادی ... آشنا بودن این کلمه به این منظوره که تا حالا بارها و بارها اسمشو شنیدیم . اما غریبه چرا؟ چون فقط اسمشو شنیدیم , چون واسمون مبهمه , چون درکش نکردیم یا شاید بهتر باشه که بگم حسش نکردیم . می دونید چیه؟ بعضی از دخترهای ما یا در واقع جوون های ما , بی حجابی رو آزادی می دونن اما آیا به این فکر کردند که وقتی که جوون های ما حق انتخاب رو در خانواده یا جامعه ندارند یعنی اینکه آزادی رو ندارند
آیا به این فکر کردند آزادی نداشتن یعنی اینکه در بعضی از خانواده های ما دخترهامون و یا حتی همون پسرهامون حق انتخاب کردن مسیر زندگی , انتخاب آینده , شغل , رشته تحصیلی یا حتی انتخاب همسر رو هم ندارند , حتی جو خانواده به شکلی هست که جوون های ما قدرت بیان ندارند , نمی تونن دردشون رو به خانواده بگن , بگن که بابا ما هم بزرگ شدیم , حق زندگی کردن داریم, نمی تونن بگن که زندگی فقط نفس کشیدن نیست , زندگی , زندگی کردن هست . وقتی که خانواده با رابطه دوست دختر و پسر به شدت مخالفت می کنند , دو شرایط رو واسه جوون هاشون بوجود می یارند , یکی اینکه وجود دختر رو برای پسر و وجود پسر رو برای دختر یک کابوس وحشتناک می کنند که اعتماد به نفس جوون ها رو از شون می گیرند و یا وجود یه جنس مخالف رو برای فرزنداشون یه سراب می کنند و اینجاست که جوون ها به جنس مخالف بودن طرف فکر می کنند و صرفا پسر یا دختر بودن طرف مقابل واسشون مهمه و در این صورت این ذهنیت ها منجر به دوستی هایی به دور از اطلاع خانواده ها و چشم و گوش بسته است بطوریکه دیگه شخصیت ها مهم نیست چیزی که مهم تلقی می شه دختر بودن طرف مقابل واسه پسر و عکس این قضیه واسه دختر . نداشتن آزادی یعنی اینکه خانواده ها نا خواسته ما رو تشویق می کنند به اینکه به دور از چشمشون با جنس مخالف رابطه داشته باشیم , رابطه ایی که واقعا طالب به تجربه کردنش هستیم , وقتی که یه دخترواسه 10 دقیقه دیر کردنش باید جواب پس بده و در اکثر مواقع مجبور به دروغ گفتن می شه چون مثلا نمی تونه بگه که حالم گرفته بود , راه خونه رو قدم زدم که دیر شد و یا پسری که اگه شب دیر به خونه برگشت و برای شام بیرون از خونه بود , موقع برگشتن باید فرض کنه داره می ره توی جهنم و در اکثر مواقع مجبور به درشتی کردن و گستاخ بودن می شه و کانون گرم خانواده واسش می شه یه میدان جنگ عصبی و فکری , وقتی که به خاطر در گیری آخر شبش با خانواده به دلیل تاخیرش شب تا صبح رو با کابوس دیدن می گذرونه و کینه بین خودش و خانوادش به وجود می یاد , وقتی که باید یترسه که بگه من عاشق شدم , من فلانی رو دوست دارم , وقتی که دختر های ما این واسشون جا افتاده که باید ابتدا انتخاب شونده باشند و سپس انتخاب کننده , وقتی که یه جوون ما دلیل مخالفت خودشو در مقابل پیشنهاد فلان دختر یا پسر از خانواده واسه ازدواج اینو بگه که من اونی رو که شما می گید دوستش ندارم , پس گلایه از خانواده ها مجاز تلقی می شه . اینجاست که زندگی جوون های ما در چارچوب زور قرار می گیره و جوون های ما همه چیزو حرف زور می بینند حتی ترحم کردن , حتی ابراز محبت و دوست داشتن خانواده رو هم نمی تونن درک کنند و همه احساسشون از زندگی حس خفقان هست , وقتی که یه دانش آموز ما ازترس نمره کم آوردن کل راه مدرسه تا خونه رو باید با خودش درگیر باشه که اگه به خانوادم بگم چی می شه ؟ و یا وقتیکه بچه های ما برای پنهون نگه داشتن دفتر شعرشون یا دفتر خاطراتشون و یا یه نامه از دوستشون به هر جایی از ساختمان خونه فکر می کنند که شاید جای مناسبی باشه , وقتی که جوون های ما زندگی رو اجبار می بینند , وقتی که از زندگی کردن فقط نفس کشیدن رو یاد گرفتن , نه انتخاب کردن, نه حس کردن, نه دست داشتن, نه عاشق بودن, نه معنی واقعی عشق, نه ناراحتی نه شادی, نه با هم بودن و نه باور کردن و نه... پس باید داد کشید که آزادی کجاست , اون موقع ست که فریاد آزادی نداستن شنیدنیه ! پس بیایید بی حجابی رو آزادی نپنداریم , آزادی رو حق زندگی کردن بدونیم ... نوشته شده توسط مجتبی قهرمانی | لینک ثابت | موضوع: |
انواع برخوردهاي اجتماعي بين دختر و پسر انواع برخوردهاي اجتماعي بين دختر و پسر
1- برخوردهاي مبتني بر شناخت و احترام: 2- برخوردهاي مبتني بر شرم افراطي: 3- برخورد دستپاچه و هيجان زده: 4- برخورد خشك و محدود: 5- برخورد مبتني بر پرخاشگري 6- برخورد راحت ار نوع روشنفكري: نوشته شده توسط مجتبی قهرمانی | لینک ثابت | موضوع: |
نسل جوان به نام خدا
امروز می خوام از یه چیزی بگم که رایج بین جونا نسل جوان، نسل فرياد خاموش، نسل اعتراض و سكوت، نسل خزيدن به درون خود، راه رفتن در پياده رو هاي علافي، نسل اميدهاي به ياس تبديل شده، نسل غريب، نسل سوخته، نسل ستاره ها، نسل، سوم، جديد،اصلاحات، و بالاخره نسل دردهاي خاموش و رازهاي مگو و …
با تشکر از سيمين قاسم زاده، مشاور روانشناسي
توجه توجه در اینجا از اسم مستعار استفاده شده و اسم ها حقیقی نیستند نوشته شده توسط مجتبی قهرمانی | لینک ثابت | موضوع: |
عشق های خیابونی به نام نویسنده سرنوشت می دونید چیه ؟ می خوام در مورد یه موضوعی صحبت کنم در لحظه اول همه ما , یه ذهنیت مشترک ازش در ذهنمون تجسم می شه , در مورد عشق های خیابونی , آیا تا الان به این موضوع فکر کردیم ؟ آیا اون رو در چارچوب قرار دادیم و بررسی کردیم ؟ در ذهن همه ما این مطلب جا افتاده که هر رابطه ایی که بین یه دختر و یه پسر بود باید حتما بر گرفته شده از یه احساس عاطفی در بین آنها باشه اما باید این ذهنیت رو از عشق های خیابونی مصون قرار دهیم چون این نوع دوستی به حدی بی ارزش است که همچون شروعش بی اهمیت و بی هدف است . وقتیکه یه دختر و پسر در قالب این نوع دوستی رابطه دارند وجود و معنای کلمه عشق واسشون به هر چیزی تفسیر می شه جز به معنای واقعیش. درحقیقت دلیل اون هم اینه که اون ها فقط فرض می کنند که عشقی وجود دارد ولی در واقعیت می دانند که چنین نیست و این ابراز احساسی که طرف مقابل نسبت به اونها داره ممکن است در همان حیطه زمانی به چندین نفر دیگه هم داشته باشد ولی چون وجود عشق براشون ارزش نداره پس این رابطه رو ادامه می دن و هر چه این رابطه ادامه داشته باشه باعث می شه که ذهنیت های هر دو طرف در مورد اطرافیان و در مورد افراد نقش اول در زندگی شخصیشون مثل خواهر و برادر و ... منفی بشه, چون خودشون هویت ها واسشون مهم نیست و تنها ظاهر و تیپ و قیافه طرف مقابل واسشون مهم تلقی می شه و نا خواسته از این نگرش که آدم ها رو از هویتشون بشناسند محروم می شوند و تمام ابراز محبت ها و دوستت دارم گفتن ها , ابرازهای دروغین و ظاهری ست بطوری که کلمه دوستت دارمی که از زبان هر دوی اونها جاری ست به هیچ وجه از وجودشون و احساسشون و باورهاشون بر گرفته نشده و این ابراز عشق از تحت شعاع قرار گرفتن وجودشون نبوده بطوریکه حتی معنی کلمه دوست داشتن رو هم نمی دونند . پس با این وجود این مطلب رو هم می تونیم اضافه کنیم که آدم هایی که عشق و دوستی های خیابونی جزئی از زندگیشون هست , دختر و پسرهایی هستند که سطحی نگری دیدگاه اونهاست و اونها تنها لحظه ای که در آن قرار دارند رو می بینند , نه آینده و حتی یک دقیقه بعد رو و به باطن هیچ چیز نمی نگرند و برای اثبات مطلب ذکر شده باید گفت که این پسرو دختر ها اینقدر دوست داشتن, عشق , عاشق بودن, باور داشتن و ... واسشون بی ارزش هست که در یک مدت زمان کم با چندین نفر دوست می شن , امروز و الان توی این کوچه , ساعتی دیگه یه کوچه دیگه و همچنان ... و همین امر باعث میشه که اونها به هیشکی نتونند اعتماد کنند و همیشه با دید منفی به آدم های اطرافشون می اندیشند . این روند یعنی در واقع این دوستی برای هر دوی اونها میشه یه عادت , بطوری که هر روز تلفنی صحبت کردن با یه دختر واسه پسر و بلعکس (در صورتی که فرقی نمی کنه کی باشه فقط یه جنس مخالف باشه ) و روزی چندین مرتبه شماره دادن به دختر و یا پسرهایی که با یه نگاه ازشون خوششون می یاد و یا به همه دختر و پسرها به یک دید نگاه کردن میشه یه چیز عادی و یه عادت رفتاری و چون در این نوع دوستی ها انگیزه و هدفی وجود نداره پس هر روز در مورد دوستی های بیشتر حریص تر هم می شوند , بطوریکه حتی ازدواج هم نمی تونه اونها رو سیراب کنه و نقطه ایی واسه ارضا شدن اونها نیست و همیشه به دنبال گمشده ایی هستند که هر گز پیدا نمی کنند . شایان ذکر است که این دختر و پسرها به دلیل اینکه تا حدودی در یک مدت زمان با هم هستند پس بخشی از زندگی همدیگرو تشکیل می دن (اما یه بخش پوچ) و چون تعداد دخترها واسه پسر و بلعکس واسه دختر معدود نیست پس همه آدم های زندگی اونها کسانی می شوند که بی هدف و بی هویت هستند و ارزش واقعی هیچ چیزو درک نمی کنند و این امر باعث می شه که اونها دیگه حریم ها رو نشناسند و گستاخی نسبت به بزرگترها و اطرافیان جز عادت های رفتاری اونها می شه و هم چنان عواقب پوچ به توان پوچ ادامه پیدا می کنه و در این نوع رابطه ها به همون میزان سادگی(از لحاظ ماهیت ) شروعش هر دو طرف هر لحظه منتظر لحظه اتمام رابطشون هستند و در نهایت در زندگی هر دوی اونها پوچی فاکتوری است از بیهودگی و بی هویتی . اما اگر اونها این رو باور داشتند که * هر گلی ارزش بویدن و چیدن ندارد * هرگز علاقه مند نبودن به تجربه این رابطه پوچ و ... با این همه , ای کاش اون یه دختر یا پسر بدونه که : در این روزگاری که همه از هم برای یه لقمه نان شرمنده اند انتظار محبت نسیه نداشته باش نقدینگی رو از آن بخواه که نقد با تو معامله داشته باشد دوست داشتنی های کاغذی را پاره باید کرد محبت واقعی رو آن سنگ تراش داند که قلم تیزش عشق را برداشتته و بر روی سخترین سنگ حک می کند محبت در مقابل محبت حتی از اخم کردن یار هم خرسند می شود نویسنده : خانوم برومند نوشته شده توسط مجتبی قهرمانی | لینک ثابت | موضوع: |
دسته بندی دخترها از انگیزه رابطه داشتن آنها با پسرها <<**به نام یگا نه معبودی که هرگز غروب نمی کند **>> . دسته بندی دخترها از انگیزه رابطه داشتن آنها با پسرها : در کل هر انسانی برای انجام دادن یک کار می تونه یک انگیزه داشته باشه اما اون چیزی که در همه دخترها مشترکه , احساساتی بودن اونها و حساسیتشون به رفتارهای شخص مقابلشون هست . با این وجود گروهی از دخترها تنها دلیل رابطشون با پسرها , احساس کمبود محبت از خانواده و با اطرافیان هست و البته این احساس کمبود محبت می تونه ناشی از شکست در عشق ویا عدم فراهم کردن امکانات مادی از طرف خانواده باشه که این موضوع میتونه سر آغازی باشه که یه دختر احساس بکنه که وجودش و نیازهاش واسه خانواده مهم نیست ولی در کل این گروه از دخترها از ابتدای رابطشون با یک پسر تنها به فکر ارضا شدن و مورد محبت قرار گرفتن توسط یه جنس مخالف هستند . از گروه بعدی اینارو می شه گفت که رابطه داشتن اونها با پسرها ناشی از یه حس کنجکاوی هست که درباره وجود پسرها, اخلاقاشون , سلیقه هاشون و در کل شخصیت و رفتارهاشون دارند و این حس کنجکاوی ممکنه ناشی از حساسیتهای نا درست خانواده ها و بدگویی اطرافیان همچون دوستان و هم کلاسی ها باشه که در گروهی از دخترها انگیزه رابطه داشتن با یک پسر رو برای اونها رقم می زنه. یا اینکه دخترهایی هستند که مایلند همه چیزرو در مورد آدم های پیرامونشون رو خودشون تجربه کنند و بدون اینکه ذهنیت قبلی در مورد وجود پسرها داشته باشند قدم پیش می گذارند و در نهایت تنها چیزی که می فهمند اینه که (تجربه بدترین معلم است , چون ابتدا امتحان می گیرد و سپس درس می دهد .) و البته دخترهایی رو هم می توان گفت که هیچ هدفی واسه این کارشون ندارند و تنها فقط واسه پر کردن وقت آزاد خودشون و به منظور سرگرمی با پسرها رابطه دارند و در این صورت نه به عواقب کار خود فکر کردند و نه به جوانب اون . و هم چنین می تونیم دخترهایی رو هم بگیم که چون یه ذهنیت منفی از پسرها دارند تنها به منظور انتقام گرفتن از طرف مقابل و نارو زدن به اون اجازه و جسارت داشتن این رابطه رو در قالب دوستی به خودشون می دن و چیزی که شایان ذکر است اینه که این ذهنیت منفی می تونه از بد گویی و بد اندیشی خانواده ها , دوستان و اطرافیان باشه و یا برخورد با افرادی که آشنایی با اونها در ذهن این گروه از دخترها ذهنیت نا خوشایندی رو بوجود آورده و البته این نوع انگیزه ها به ندرت پیدا می شه . در همه این دسته از دخترها چنان به نظر می یاد که شخصیت یه پسر واسشون نه مطرح هست و نه مهم چون انگیزشون چیزی نبوده که به شخصیت پسرها مرتبط باشه و تنها جنس مخالف بودن طرف مقابل برای اونها کافیه . و یه گروه دیگه باقی می مونه که کلا با همه این گروها متفاوت است و اون هم اینه که از ابتدای آشنایشون با یه پسر , عشق وجود داشته و هدف هر دو طرف در نهایت شناخت بیشتر هم دیگه و ازدواج است و برای این شناخت اونها نیاز دارند به رابطه داشتن با هم و صحبت کردن و این رابطه به دلیل غریبه بودن اونها در قالب دوستی شناخته می شه البته این رابطه با وجود عشق روز به روز به علاقه هر دو طرف افزوده می شه در حدی که به وجود هم عادت می کنند اون موقع است که یه وابستگی شدید بوجود می یاد و اینجاست که این وابستگی اونارو مواجه می کنه برای یه ریسک بزرگ چون در این صورت هیچ تضمینی برای بهم رسیدن اونها و ازدواجشون با هم نیست چون اونها فقط یه روی سکه رو می بینن که عشق و وابستگی عاطفی ست که روز به روز جدایی رو واسه هر دوی اونها سخت می کنه و روی دوم سکه به شرایط اجتماعی , خانواده های اونها , فرهنگاشون و عقیده هاشون بر می گرده که امکان موافقت نکردن خانواده ها وجود این همه عشقی که به وجود اومده رو نادیده می گیره . و اینکه دخترها تا چه حد پسرها رو قبول دارند , در همه موارد ذکر شده به انگیزه هایی برمیگرده که دخترها واسه رابطشون با پسرها دارند . و مطلب بعدی در مورد اتفاقاتی است که در پیرامون این رابطه ها در خصوص هر گروه بوجود می یاد : به جز گروه آخر که انگیزشون ازدواج است در بقیه گروه ها به طور کم با زیاد می توان یک براورد رو بیان کرد و اون هم به این شرح است : بعد از یک آشنایی که با یه نگاه , یه لبخند , یه شناخت قبلی, چت و ... انجام شد به دلیل اقتضای سن اون دختر و پسر و احساساتی بودن دخترها و تحت تاثیر قرار گرفتن پسرها علاقه و ایراز محبت از جانب یه پسر به یه دختر و در گاهی اوقات بر عکس , علاقه از یک نقطه شروع می شه بطوریکه به تدریج این ابراز احساسات روز به روز تشدید می شه و این شرایط برای هر دوی اونها رضایت بخش است چون تا حدودی احساس مس کنند که بخشی از خواسته هاشون ارضا شده و بعد نقطه اوج ابرا ز علاقه ها به نقطه رکود تبدیل می شه در حالیکه برای اون پسر این علاقه ها و این ابراز ها تکراری می شه و وجود دختری دیگه و یا ارضا شدن اون پسر از مورد محبت قرار گرفتن منجر می شه که اون روند صعودی در تشدید علاقه ها یک روند افقی رو طی کنه و اون دختر به دلیل احساساتی بودنش پذیرش این شرایط برایش نا مطلوب و نا خوشایند هست ولی با توجه به اعتمادی که در نقطه اوج روابط و ابراز محبتهای اون پسر پیدا کرده و یا به نوعی وجود و عشق اون پسر رو پذیرفته به یک شکل خودشو قانع می کنه که روابط و تماسهای تلفنی اون پسر به دلایل مختلفی می تونه باشه البته همه این دلایلو بطوری واسه خودش توجیح می کنه که حق کاملو به اون پسر میده و تا جایی که اون دختر همه این شرایط که حاکی از سرد شدن رابطه اونها و عدم وجود عشق واقعی رو می پذیره و در نهایت با بی هدفی این رابطه به اتمام می رسه و در این شرایط برای اون پسر مشکلات روحی بوجود نمی یاد که برای اون دختر بوجود می یاد چون اون دختر در مقابل دلدادگی به پوچی رسیده و با توجه به شرایط جامعه وعقیده هاو باورهای خانواده های ما که این روابط رو نا درست تلقی می کند با وجود تماسهای تلفنی و قرار ملاقاتهایی به دور از اطلاع خانواده ها , بی اعتمادی خانواده , احساس عدم داشتن اعتماد به نفس , نفرت از وجود پسر ها , عدم باور و پذیرفتن عشق به معنای واقعی عشق , احساس بی مصرف بودن , احساس خورد شدن و پوچ بودن , ... کل زندگی اون دختر می شه و در نهایت این گروه از دخترها به نقطه ای رسیدند که سرازیری و سیر نزولی رو بعد از یک ریتم رکود طی کردند و اینجاست که تصمیم گیری ها متفاوت است , بعضی ها به دلیل انتقام جویی و تکرار از ابتدا شروع می کنند و یه آشنایی جدید و بعضی ها به دلیل اینکه بخش شیرین زندگی خود رو با یه خاطره تاریک , تلخ کردند و یک ذهنیت منفی ازهمه پسرها دارند و دیگه حتی خانواده رو هم پناهگاه خودشون نمی دونند و به این روند ادامه می دهند
نویسنده: خانم برومند
نوشته شده توسط مجتبی قهرمانی | لینک ثابت | موضوع: |
بحران بلوغ و ارتباط آن با دوستی بین دختر و پسر بحران بلوغ و ارتباط آن با دوستی بین دختر و پسر بحران بلوغ جوانان از پدیده های طبیعی در جوامع مختلف است که تحت تاثیر شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه قرار می گیرد و عوارض متفاوتی را به دنبال دارد.در جامعه ای که نیازهای روحی و روانی جوانان در دوران بلوغ به خوبی تامین نمی شود بحران های جنسی و ناهنجاری های اجتماعی و رفتاری در جوانان شایع می شود.به اعتقاد کارشناسان در کشورهای غربی ناهنجاری های دوران بلوغ به دلیل آزادی های جنسی کمتر است. دکتر "محمد مهدوی" متخصص بهداشت خانواده می گوید: در جامعه ما که جوانان با محدودیت هایی در زمینه ارضای غریزه جنسی رو به رو هستند پدیده ای به نام بحران بلوغ شایع است.دختر و پسر در دوره بلوغ مانند دو قطب مخالف همدیگر را جذب می کنند. این دوره برای جوانان بسیار پرمخاطره است و عوارض آن در دختران به دلیل محدودیت هایی که بر آنها اعمال می شود بیشتر است. وی در زمینه بحران های دوران بلوغ می گوید: جوانان در این دوره دچار مکانیسم های مختلفی می شوند. فرافکنی ، دلهره ، دلواپسی و بیماریهای روانی چون یاس ، ناامیدی از آینده ، بی اعتمادی نسبت به خانواده و اجتماع و ناهنجاریهای فرهنگی از مشکلات شایع جوانان در دوران بلوغ است. از نظر اقتصادی نیز این مساله تاثیرات سوئی دارد. جوانان شاغل در این دوران بیشتر فکرشان به مسایل جنسی باز می گردد و از تمرکز لازم برای کار برخوردار نیستند. وی ادامه می دهد: از جمله پدیده های شایع در این دوران فرار دختران از خانه است. بیشتر دختران پس از فاش شدن رابطه دوستی با جنس مخالف ،به دلیل نوع برخورد خانواده ها مجبور به فرار می شوند. در این دوران جوانان نسبت به آداب و رسوم اجتماعی بدبین می شوند ، سنتها را نفی می کند و از نظر روانی نیز دچار ناهنجاریهایی چون پرخاشگری ،افسردگی و بی قراری می شوند. دکتر مهدوی در خصوص راهکارهای کاهش عوارض منفی دوران بلوغ می گوید: کاهش بیکاری ، غنی سازی اوقات فراغت و افزایش امکان ازدواج می توان زمینه ایجاد ناهنجاری های اجتماعی در جوانان را کاهش دهد. دکتر "مصطفی اقلیما" آسیب شناس اجتماعی در این زمینه می گوید: از نظر فیزیولوژیک پسران در سنین 12 تا 17 سال و دختران در سنین 9 تا 14 سال بالغ می شوند.در دوران بلوغ اولین نیاز فطری جوانان بعد از خورد و خوراک نیاز جنسی آنها است. در این سن نوجوان نیاز به رابطه با جنس مخالف دارند. وی ادامه می دهد: در سن بلوغ چهار نیاز تواما در جوانان شکل می گیرد. آنها ازنظر فیزیولوژیک نیاز به رابطه جنسی و از نظر روانی نیاز به استقلال ، محبت کردن و مورد محبت واقع شدن و داشتن شخصیت خانوادگی و اجتماعی دارند. این آسیب شناس در زمینه ناهنجاری های دوران بلوغ می گوید: بیشتر ناهنجاری های شایع دوران بلوغ به نوع برخورد خانواده و جامعه با جوانان بر می گردد. در حال حاضر خانواده ها تصور می کنند نوجوانان در دوره بلوغ چیزی نمی فهمند و به تغییرات فیزیولوژیک و روانی آنها توجه نمی کنند و فقط سعی در محدود سازی آنها دارند. خانواده ها فکر می کنند که در صورت تحت نظر داشتن نوجوانان و محدود سازی آنها فرزندانشان دوران بلوغ را به خوبی طی می کنند در حالی که این چنین نیست و نوجوانان در این سنین به میزانی از آزادی های فردی و اجتماعی احتیاج دارند. وی ادامه می دهد: نوع برخورد خانواده با مسئله بلوغ نوجوانان تاثیر زیادی در آینده آنها دارد. اگر به نیاز نوجوان به رابطه با جنس مخالف توجه شود و آنها بتوانند رابطه درست و منطقی را با جنس مخالف خود برقرار کنند حدود 95 درصد نیاز روانی آنها(محبت ، استقلال ،احساس شخصیت اجتماعی)ارضا میشود در این حالت نیاز به برقراری رابطه جنسی 5 درصد از نیازهای نوجوانان را شکل می دهد. وی می افزاید: اما اگر به این نیازها توجه نشود و خانواده به محدود سازی نوجوان بپردازد به دلیل ارضا نشدن دیگر نیازها میزان نیاز با رابطه جنسی در نوجوان افزایش می یابد و آنها سعی می کنند با ارضای غریزه جنسی نیازهای روانی خود را هم تامین کنند.در این حالت به دلیل آنکه در جامعه ما امکان برقراری رابطه سالم جنسی برای نوجوانان وجود ندارد آنها به مسایلی چون خود ارضایی و روابط پرخطر جنسی کشیده می شوند در این صورت دختران به دلیل شرایط فیزیولوژیک بسیار آسیب پذیرند و ممکن است به فحشا کشیده شوند. در این شرایط نوجوان برای فرار از فشارهای خانوادگی و محدودیت های اجتماعی جذب گروه همسالان شده و روابط پرخطر برقرار می کند. اقلیما خاطر نشان می کند: اگر نیازهای دوران بلوغ به خوبی برآورده شود وضعیت تحصیلی نوجوانان بهتر شده و روابط خانوادگی آنها بهبود می یابد در این صورت میزان ناهنجاری های اجتماعی نیز کاهش می یابد و جوانان شخصیت سالم و از نظر روانی متعادلی خواهند داشت.اما در غیر این صورت نوجوانان اعتماد خود را به والدین از دست می دهند نسبت به اجتماع و مسوولین بدبین شده و به ناهنجاری های اجتماعی کشیده می شوند در این حالت از نظر تحصیلی افت کرده و یا بعضا ترک تحصیل می کنند و رفتارهای پرخطر از خود بروز می دهند. وی ادامه می دهد: نیاز به رابطه با جنس مخالف از نیازهای چهارگانه نوجوانان در دوران بلوغ است بنابر این اگر نیازهای روانی نوجوانان (نیاز به محبت ، استقلال و شکل گیری شخصیت اجتماعی) به خوبی تامین شود ، دوستی دختر و پسر مشکلی ایجاد نمی کند.بنابر این اگر خانواده از رابطه دوستی فرزند خود با جنس مخالف آگاه باشد و دو را دور این رابطه را تحت کنترل درآورد و در همین حال حد این روابط را به آنها تذکر دهد ناهنجاری های دوران بلوغ کاهش می یابد. وی تصریح می کند: با توجه به نیاز نوجوانان به رابطه با جنس مخالف در صورتی که آنها با مخالفت و محدودیت خانواده رو به رو شوند این روابط را به صورت پنهانی و دور از چشم خانواده برقرار می کنند در این صورت به دلیل ماهیتی که رابطه دو جنس مخالف دارد اکثرا به روابط جنسی کشیده می شوند در صورتی که اگر دوستی آنها به صورت آشکار و با اطلاع خانواده باشد بسیاري از ناهنجاری ها اتفاق نمی افتد. اقلیما هشدار می دهد: از جمله علل افزایش بزهکاری و گرایش به رفتارهای پرخطر در جوانان عدم درک درست خانواده از آنها در دوران بلوغ است جوانان امروز به دلیل آنکه در دوران نوجوانی با محدودیت های مختلفی رو به رو به بوده اند و نیازهای روانی آنها در دوران بلوغ به خوبی ارضا نشده به رفتارهای افراطی روی آورده اند.به دلیل مشکلات اقتصادی امکانات تفریحی چندانی برای نوجوانان وجود ندارد و اوقات فراغت آنها به خوبی پر نمی شود بنابر این بیکاری نیز به عنوان عامل مضاعفی در جهت تشدید ناهنجاریهای دوران بلوغ موثر است. وی تاکید می کند: در صور ت اصلاح سیاست های اجتماعی و فرهنگی و توجه به تحولات بین المللی و اتخاذ سیاستهای مناسب با این تحولات و توجه به نیازهای نوجوان در دوران بلوغ می توان از میزان ناهنجاریهای اجتماعی در بین نسل جوان کاست. پس خانواده های محترم از شما خواهش دارم که اجازه دهید که پسر یا دختر شما با جنس مخالف خود رابطه دوستی را برقرار کند تا بتواند به آرامش فکری برسد و با عث موفقیت جوان یا نوجوان شما در عرصه اجتماعی شود با تشکر از شما مجتبی قهرمانی مدیریت وبلاگ با تشکر از آقایان دکتر محمد مهدوی (متخصص بهداشت خانواده )و مصطفی اقلیما (متخصص در آسیب شناسی اجتماعی) نوشته شده توسط مجتبی قهرمانی | لینک ثابت | موضوع: |
نگاه مرد به زن از دیدگاه من... دو نوع نگاه مرد نسبت به زن وجود دارد. يکی برای تحسين زن و ديگری برای طلب زن است. شايد دخترها همواره دوست دارند که مورد تحسين واقع شوند ، در نتيجه خود را به نمايش می گذارند. اما از آنجايي که در بازار آشفته فرهنگ ما اين دو نوع نگاه به هم آميخته شده و تشخيص و تفکيک آن بسيار مشکل شده ، زنان از نگاه مردان آزرده می شوند. نوشته شده توسط مجتبی قهرمانی | لینک ثابت | موضوع: |
خوب اول موبایل و چه ربطی به دوستی دختر ها با پسرها داره ((جالب نه))!!!! با ورود موبایل به عرصه زندگی مردم که دیگه تقریبا و نه کاملا از دید مردم از حالت یه کالای لوکس و برای پز دادن خارج شده چرا که در دست مردم به وفور یافت میشه، طبیعتا ارتباط دخترها و پسرها و نحوه پیدا کردن همدیگه هم در اوقات روز بیشتر شده. خب تا اینجاش مشکلی نیست اما یه مساله ای که به ذهن من رو مشغول کرده اینه که در روابط امروزی دخترها و پسرها از موبایل برای پیگیری کردن و یا جاسوسی کردن و بهتر بگوییم به عنوان وسیله ای که با آن بتوانند هر لحظه متوجه بشوند که دوست دخترشان / پسرشان آیا با کس دیگری رابطه داره یا خیر استفاده میشه!!!
جو کامل بی اعتمادی بین پسرها و دخترهای ایرانی وجود داره و هیچ کسی هم نمی تونه منکرش بشه. اینان دائما در حال چک کردن همدیگه هستند تا جاییکه حتی به یه مازوخیسم و سادیسم تبدیل می شه. مثلا وقتی پسره در ابتدا به دختره میگه کجا بودی کلی جنگ و دعوا میشه و بعد کلی کشمکش که ممکنه گاهی تا چند ماه طول بکشه و به شرط اینکه دوستی ادامه پیدا کنه، دختره به یه مازوخیستی می رسه که آره باید هرجا میره تحت نظارت کامل پسره باشه و دقیقا باید مطابق یه برده باهاش برخورد بشه. به واقع به این طریق می خوان اون خلا احساسی و کمبود محبت از جانب پسر رو این طوری حل کنن و یا بهتره بگیم توجیهش کنن. توی این گیر و دار پسرها هم از فرصت استفاده کرده و به کشمکش های سادیسمی خودشون با غرور ادامه می دن. حالا بیایید از طرف دیگه بررسی کنیم وقتی دختر به پسر زنگ می زنه و میگه کجایی و شروع می کنه به داد و هوار که آره تو یه دوست دختر دیگه ای هم داری( به واقع یک هووی خیالی همیشه در ذهن دخترای ایرانی هست!) اینجاست که سادیسم دخترها گل می کنه و چون می دونن این کارها باعث تحریک جنس مخالف خودشون میشه، دقیقا اقدام به این عمل می کنن. تا پسره گوشی رو بر می داره با لحنی سرد مواجه میشه که ازش پرسیده میشه کجاست و چرا بهش زنگ نمی زنه و فراموشش کرده و از این قبیل. من بارها و بارها وقتی در خیابون بوده ام صدای بلند جوانها رو شنیده ام که این بگو مگو و کشمکش رو با همدیگه تا سرحد مرگ ادامه دادن و حتی انگار این اپیدمی در بعضی از نزدیکان و دوستان هم دیده میشه. از نشونه های این بیماری، عدم اطمینان طرفین به همدیگه، سریع خیانت کردن، همخوابگی و ارتباط با چندین نفر، ارضا نشدن حسی و روانی و اخطالات رفتاری مثل پرخاشجویی و دعواست. به نظر من دختران ما دارن به سمت خروس جنگی پیش می رن و در طرز حرف زدنشون نوعی لمپنی و بی فرهنگی موج می زنه. حتی اونهایی که ادعاشون میشه. شما اگه با یه فمینیست و یا هر دختری که داعیه احقاق حقوق دو پهلو حرف بزنی سریعا با الفاظ لمپنی جوابت رو می دن و اگر زمانی که از حالت خروس جنگی یا بهتره بگیم مرغ قد قدو در اومدن دلیلش رو بپرسی میگن که همیشه شمشیر رو از رو بستن که بزنن چون جامعه این طوریه!!! از دیدگاه من در یک سطح فرهنگی، پسرها بهتر و مودب تر هستند تا دختران مشابهشان.دختران امروز در مرزی به سر می برند که می خوان احقاق حقوق کنن و فکر می کنن با پرخاش و سر و صدا به این کار دست پیدا می کنن. حرفهایی مثل به من دستور نده، من هم برای خودم عقیده دارم، تو حق نداری به من بگی چی درسته یا غلط، همه و همه نشون دهنده این هست که دختران ما به دنبال تثبیت خود هستند اما هیچگاه یاد نگرفته اند که چگونه خودشون رو ابراز کنند و اینگونه کمبودها و مشکلات رو برطرف سازند. ناگفته نماند که طبیعتا مردان و پسران این جامعه نقش به سزایی در ابراز این گنونه پرخاش ها و رکیک حرف زدن ها از سوی دختران دارند اما آیا این راه انتخاب شده درست است؟ روابط دختر و پسر در ایران به یک ماراتن خود آزاری / دگر آزاری تبدیل شده و قسمت خطرناکش اینجاست که از این حرکات خوششون میاد. از آزار همیدگه و اینکه دست روی نقاط حساس هم بگذارن و در طول روز بارها و بارها زنگ موبایل و تلفن خونشون به صدا در میاد تا اینکه باز به دعواها و حرفهای احمقانشون ادامه بدن و مثلا به ازای هر 3 روز دعوا، 2 ساعت با هم توی کافی شاپ بمونن.در آخر اینکه من فکر نمی کنم در فضای جامعه امروزی زیاد به این مسائل فکر کنن و دیری نخواهد پایید که با پسرهایی رو به رو می شویم که نحوه برخورد با یک زن را نمی دانند و دخترانی که به پسران به مانند مدخلی برای خالی کردن عقده ها و کمبوهای تمام دوران زندگیشان فکر می کنند. نوشته شده توسط مجتبی قهرمانی | لینک ثابت | موضوع: |
|
|
||||